coxed up
بالا کشیدن
coxed out
بیرون کشیدن
coxed in
داخل کشیدن
coxed along
همراه کشیدن
coxed around
دور کشیدن
coxed back
عقب کشیدن
coxed forward
جلو کشیدن
coxed together
همراه با هم کشیدن
coxed down
پایین کشیدن
coxed out loud
با صدای بلند بیرون کشیدن
she coxed the team to victory with her leadership.
او با رهبری خود، تیم را به پیروزی رساند.
the coach coxed the rowers to improve their technique.
مربی به قایقرانان کمک کرد تا تکنیک خود را بهبود بخشند.
he coxed the boat smoothly through the rough waters.
او قایق را به آرامی و با مهارت از میان آبهای خروشان عبور داد.
the coxed crew worked well together during the race.
تیم قایقرانی با هماهنگی خوب در طول مسابقه کار کردند.
she was coxed into taking part in the competition.
او را متقاعد کردند تا در مسابقه شرکت کند.
the coxed team practiced every day to enhance their skills.
تیم قایقرانی هر روز تمرین میکردند تا مهارتهای خود را ارتقا دهند.
he coxed the crew through challenging conditions.
او خدمه را در شرایط دشوار هدایت کرد.
the experienced coxed led the novice rowers effectively.
سرگروه با تجربه به طور موثر رهبری قایقرانان تازهکار را بر عهده داشت.
she coxed her friends into joining the rowing club.
او دوستانش را متقاعد کرد تا به باشگاه قایقرانی بپیوندند.
the coxed team celebrated their win with a party.
تیم قایقرانی پیروزی خود را با یک مهمانی جشن گرفتند.
coxed up
بالا کشیدن
coxed out
بیرون کشیدن
coxed in
داخل کشیدن
coxed along
همراه کشیدن
coxed around
دور کشیدن
coxed back
عقب کشیدن
coxed forward
جلو کشیدن
coxed together
همراه با هم کشیدن
coxed down
پایین کشیدن
coxed out loud
با صدای بلند بیرون کشیدن
she coxed the team to victory with her leadership.
او با رهبری خود، تیم را به پیروزی رساند.
the coach coxed the rowers to improve their technique.
مربی به قایقرانان کمک کرد تا تکنیک خود را بهبود بخشند.
he coxed the boat smoothly through the rough waters.
او قایق را به آرامی و با مهارت از میان آبهای خروشان عبور داد.
the coxed crew worked well together during the race.
تیم قایقرانی با هماهنگی خوب در طول مسابقه کار کردند.
she was coxed into taking part in the competition.
او را متقاعد کردند تا در مسابقه شرکت کند.
the coxed team practiced every day to enhance their skills.
تیم قایقرانی هر روز تمرین میکردند تا مهارتهای خود را ارتقا دهند.
he coxed the crew through challenging conditions.
او خدمه را در شرایط دشوار هدایت کرد.
the experienced coxed led the novice rowers effectively.
سرگروه با تجربه به طور موثر رهبری قایقرانان تازهکار را بر عهده داشت.
she coxed her friends into joining the rowing club.
او دوستانش را متقاعد کرد تا به باشگاه قایقرانی بپیوندند.
the coxed team celebrated their win with a party.
تیم قایقرانی پیروزی خود را با یک مهمانی جشن گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید