coxes and boats
قایقرانان و قایقها
coxes role
نقش قایقرانان
coxes team
تیم قایقرانان
coxes training
آموزش قایقرانان
coxes skills
مهارتهای قایقرانان
coxes position
موقعیت قایقرانان
coxes experience
تجربه قایقرانان
coxes responsibilities
مسئولیتهای قایقرانان
coxes communication
ارتباطات قایقرانان
coxes performance
عملکرد قایقرانان
she coxes the team to victory with her leadership.
او با رهبری خود، تیم را به پیروزی میرساند.
the coach coxes the rowers to improve their technique.
مربی به قایقرانان کمک میکند تا تکنیک خود را بهبود بخشند.
he coxes his friends into trying new foods.
او دوستانش را تشویق میکند تا غذاهای جدید را امتحان کنند.
during the race, she coxes her crew to row faster.
در طول مسابقه، او خدمهاش را به سرعت بیشتر قایقرانی میکند.
the coxes are responsible for steering the boat.
cox ها مسئول هدایت قایق هستند.
he coxes his team to stay focused during the match.
او تیمش را تشویق میکند تا در طول مسابقه متمرکز بمانند.
the coxes shouted commands to synchronize their efforts.
cox ها دستورات را برای هماهنگ کردن تلاشهایشان فریاد زدند.
she coxes her classmates into participating in the project.
او همکلاسیهایش را تشویق میکند تا در پروژه شرکت کنند.
he coxes the group to maintain a steady pace.
او گروه را تشویق میکند تا سرعت ثابتی را حفظ کنند.
the experienced coxes guided the novices through the race.
cox های با تجربه، افراد تازهکار را در طول مسابقه راهنمایی کردند.
coxes and boats
قایقرانان و قایقها
coxes role
نقش قایقرانان
coxes team
تیم قایقرانان
coxes training
آموزش قایقرانان
coxes skills
مهارتهای قایقرانان
coxes position
موقعیت قایقرانان
coxes experience
تجربه قایقرانان
coxes responsibilities
مسئولیتهای قایقرانان
coxes communication
ارتباطات قایقرانان
coxes performance
عملکرد قایقرانان
she coxes the team to victory with her leadership.
او با رهبری خود، تیم را به پیروزی میرساند.
the coach coxes the rowers to improve their technique.
مربی به قایقرانان کمک میکند تا تکنیک خود را بهبود بخشند.
he coxes his friends into trying new foods.
او دوستانش را تشویق میکند تا غذاهای جدید را امتحان کنند.
during the race, she coxes her crew to row faster.
در طول مسابقه، او خدمهاش را به سرعت بیشتر قایقرانی میکند.
the coxes are responsible for steering the boat.
cox ها مسئول هدایت قایق هستند.
he coxes his team to stay focused during the match.
او تیمش را تشویق میکند تا در طول مسابقه متمرکز بمانند.
the coxes shouted commands to synchronize their efforts.
cox ها دستورات را برای هماهنگ کردن تلاشهایشان فریاد زدند.
she coxes her classmates into participating in the project.
او همکلاسیهایش را تشویق میکند تا در پروژه شرکت کنند.
he coxes the group to maintain a steady pace.
او گروه را تشویق میکند تا سرعت ثابتی را حفظ کنند.
the experienced coxes guided the novices through the race.
cox های با تجربه، افراد تازهکار را در طول مسابقه راهنمایی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید