rowing

[ایالات متحده]/ˈrəʊɪŋ/
[بریتانیا]/'roɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قایقرانی؛ قایق‌رانی با پارو

عبارات و ترکیب‌ها

rowing team

تیم پاروئی

rowing competition

مسابقه پاروئی

rowing technique

تکنیک پاروئی

rowing machine

دستگاه پاروئی

rowing stroke

ضربات پاروئی

rowing oar

پارو

rowing race

مسابقه روئینگ

rowing coach

مربی پاروئی

in a row

در یک ردیف

front row

رد اول

single row

ردیف تکی

in row

در ردیف

death row

حبس ابد

row over

رد شدن

row spacing

فاصله ردیف

row out

بیرون رفتن ردیف

skid row

خیابان اسکیید

row a boat

قایق راندن

row space

فضای ردیف

row house

خانه ردیفی

جملات نمونه

Rowing is hard work.

سکّوب کاری سخت است.

He was rowing steadily.

او به طور پیوسته در حال سکوبازی بود.

at the water's edge a rowing boat was beached.

در حاشیه آب، یک قایق پارویی در ساحل رها شده بود.

rowing upriver; upriver rapids.

پارو کردن در امتداد رودخانه؛ آب‌درزه‌های بالادست.

He's always rowing with his neighbors.

او همیشه با همسایگانش پارو می‌کند.

We were rowing downstream towards the sea.

ما در حال پارو کردن به سمت دریا در پایین دست بودیم.

out in the bay a small figure was rowing a rubber dinghy.

در خلیج، یک شخص کوچک در حال پارو کردن یک قایق بادی لاستیکی بود.

her father was rowing her across the lake.

پدرش داشت او را با قایق از میان دریاچه عبور می‌داد.

- - this is not waltz, this is boater of white foreign form sediment is rowing.

- - این والز نیست، این قایقران با فرم خارجی سفید است، رسوبات در حال پارو کردن هستند.

Tourists can CROSSLINE hiking, nature viewing scenery, can also rowing boats, fishing pastime.

گردشگران می‌توانند CROSSLINE پیاده‌روی، تماشای مناظر طبیعی، همچنین قایق پارویی، گذراندن وقت در ماهیگیری.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید