rowing team
تیم پاروئی
rowing competition
مسابقه پاروئی
rowing technique
تکنیک پاروئی
rowing machine
دستگاه پاروئی
rowing stroke
ضربات پاروئی
rowing oar
پارو
rowing race
مسابقه روئینگ
rowing coach
مربی پاروئی
in a row
در یک ردیف
front row
رد اول
single row
ردیف تکی
in row
در ردیف
death row
حبس ابد
row over
رد شدن
row spacing
فاصله ردیف
row out
بیرون رفتن ردیف
skid row
خیابان اسکیید
row a boat
قایق راندن
row space
فضای ردیف
row house
خانه ردیفی
Rowing is hard work.
سکّوب کاری سخت است.
He was rowing steadily.
او به طور پیوسته در حال سکوبازی بود.
at the water's edge a rowing boat was beached.
در حاشیه آب، یک قایق پارویی در ساحل رها شده بود.
rowing upriver; upriver rapids.
پارو کردن در امتداد رودخانه؛ آبدرزههای بالادست.
He's always rowing with his neighbors.
او همیشه با همسایگانش پارو میکند.
We were rowing downstream towards the sea.
ما در حال پارو کردن به سمت دریا در پایین دست بودیم.
out in the bay a small figure was rowing a rubber dinghy.
در خلیج، یک شخص کوچک در حال پارو کردن یک قایق بادی لاستیکی بود.
her father was rowing her across the lake.
پدرش داشت او را با قایق از میان دریاچه عبور میداد.
- - this is not waltz, this is boater of white foreign form sediment is rowing.
- - این والز نیست، این قایقران با فرم خارجی سفید است، رسوبات در حال پارو کردن هستند.
Tourists can CROSSLINE hiking, nature viewing scenery, can also rowing boats, fishing pastime.
گردشگران میتوانند CROSSLINE پیادهروی، تماشای مناظر طبیعی، همچنین قایق پارویی، گذراندن وقت در ماهیگیری.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید