cozying

[ایالات متحده]/ˈkəʊzi/
[بریتانیا]/ˈkoʊzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. راحت و خوشایند

عبارات و ترکیب‌ها

cozy up to

گرم شدن با

جملات نمونه

a cozy agreement with the competition.

يه توافق راحت با رقيب

a cozy, cheerful room.

یک اتاق دنج و شاد.

had a cozy little chat.

داشتن یک گپ کوچک و دنج.

sat in a cozy nook near the fire;

نشستن در یک گوشه دنج نزدیک آتش;

Traditionally, punditry in Washington has been a cozy business.

به طور سنتی، تحلیلگری در واشنگتن یک تجارت دنج بوده است.

a certain cozy charm; kept a certain air of mystery about him.

یک جذابیت دنج خاص؛ او یک فضای مرموز خاص را حفظ کرد.

Polypropylene Corrugated Sheet has the characteristic of cozy/heat insulation/windtight effect.

ورقه‌های پلی پروپیلن موجدار دارای ویژگی‌های راحتی/عایق حرارتی/اثر ضد آب هستند.

At the holily peaceful Christmas Eve, let me enjoy the cozy solitude while my heart is fulled with many many curious thoughts and dreams.

در شب کریسمس صلح آمیز و مقدس، اجازه دهید از تنهایی دنج لذت ببرم در حالی که قلب من با افکار و رویاهای بسیار زیاد پر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید