craftiest

[ایالات متحده]/ˈkrɑːfti/
[بریتانیا]/ˈkræfti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ماهر در فریب دادن دیگران; مکار.

جملات نمونه

a suspect who was a crafty number.

یک مظنون که فردی حیله‌گر و زیرک بود.

the plausible talk of a crafty salesperson.

صحبت‌های معقول یک فروشنده زیرک.

He was a crafty old thing.

او پیرمردی زیرک بود.

A crafty knave needs no broker.

یک دغل‌باز زیرک نیازی به کارگزار ندارد.

he mixed with the arty-crafty set.

او با گروه هنری و دستی نشست.

a crafty crook faked an injury to escape from prison.

یک دزد زیرک به دروغ جراحتی را جعل کرد تا از زندان فرار کند.

a market full of crafty pots and interesting earrings.

بازاری پر از گلدان‌های زیرکانه و گوشواره‌های جالب.

A crafty Kisser enjoys being playful and prankish.

یک بوسه زیرک از بازیگوشی و شیطنت لذت می‌برد.

Crafty plotters make the best intelligence agents.

طراحان زیرک بهترین عوامل اطلاعاتی هستند.

A crafty person has more than one hideout.

یک فرد زیرک بیش از یک مخفیگاه دارد.

he sneaked off to a toilet for a crafty fag.

او به طور مخفیانه برای یک نخ سیگار زیرکانه به دستشویی رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید