crassitudes of life
بیمنطقیهای زندگی
crassitudes in society
بیمنطقیها در جامعه
crassitudes and manners
بیمنطقیها و آداب
crassitudes of speech
بیمنطقیهای گفتار
crassitudes of humor
بیمنطقیهای طنز
crassitudes in culture
بیمنطقیها در فرهنگ
crassitudes of thought
بیمنطقیهای تفکر
crassitudes and ethics
بیمنطقیها و اخلاق
crassitudes of behavior
بیمنطقیهای رفتار
crassitudes in art
بیمنطقیها در هنر
his crassitudes often offend others.
رفتارهای بیادبانه او اغلب باعث ناراحتی دیگران میشود.
she pointed out his crassitudes during the meeting.
او رفتارهای بیادبانه او را در طول جلسه گوشزد کرد.
people avoid him because of his crassitudes.
افراد به دلیل رفتارهای بیادبانه او از او دوری میکنند.
his crassitudes are a reflection of his upbringing.
رفتارهای بیادبانه او بازتابی از تربیت او هستند.
we need to address the crassitudes in our discussions.
ما باید رفتارهای بیادبانه را در بحثهای خود مورد توجه قرار دهیم.
her crassitudes were unexpected in such a formal setting.
رفتارهای بیادبانه او در چنین محیط رسمی غیرمنتظره بود.
he apologized for his crassitudes after realizing their impact.
او پس از درک تأثیرشان برای رفتارهای بیادبانه خود عذرخواهی کرد.
crassitudes can damage relationships over time.
رفتارهای بیادبانه میتوانند در طول زمان به روابط آسیب برسانند.
she was shocked by the crassitudes displayed at the party.
او از رفتارهای بیادبانه ای که در مهمانی نشان داده شد شوکه شد.
his crassitudes were often overlooked by his friends.
رفتارهای بیادبانه او اغلب توسط دوستانش نادیده گرفته میشد.
crassitudes of life
بیمنطقیهای زندگی
crassitudes in society
بیمنطقیها در جامعه
crassitudes and manners
بیمنطقیها و آداب
crassitudes of speech
بیمنطقیهای گفتار
crassitudes of humor
بیمنطقیهای طنز
crassitudes in culture
بیمنطقیها در فرهنگ
crassitudes of thought
بیمنطقیهای تفکر
crassitudes and ethics
بیمنطقیها و اخلاق
crassitudes of behavior
بیمنطقیهای رفتار
crassitudes in art
بیمنطقیها در هنر
his crassitudes often offend others.
رفتارهای بیادبانه او اغلب باعث ناراحتی دیگران میشود.
she pointed out his crassitudes during the meeting.
او رفتارهای بیادبانه او را در طول جلسه گوشزد کرد.
people avoid him because of his crassitudes.
افراد به دلیل رفتارهای بیادبانه او از او دوری میکنند.
his crassitudes are a reflection of his upbringing.
رفتارهای بیادبانه او بازتابی از تربیت او هستند.
we need to address the crassitudes in our discussions.
ما باید رفتارهای بیادبانه را در بحثهای خود مورد توجه قرار دهیم.
her crassitudes were unexpected in such a formal setting.
رفتارهای بیادبانه او در چنین محیط رسمی غیرمنتظره بود.
he apologized for his crassitudes after realizing their impact.
او پس از درک تأثیرشان برای رفتارهای بیادبانه خود عذرخواهی کرد.
crassitudes can damage relationships over time.
رفتارهای بیادبانه میتوانند در طول زمان به روابط آسیب برسانند.
she was shocked by the crassitudes displayed at the party.
او از رفتارهای بیادبانه ای که در مهمانی نشان داده شد شوکه شد.
his crassitudes were often overlooked by his friends.
رفتارهای بیادبانه او اغلب توسط دوستانش نادیده گرفته میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید