crches

[US]/krɛʃ/
[UK]/krɛʃ/

Translation

n. جمع creche؛ یک مهد کودکان که در طول روز کاری به آنها مراقبت می‌شود؛ یک نمایش از صحنه مهد خدایا.

Example Sentences

the government plans to fund new crèches in underserved areas.

دولت قصد دارد در مناطقی که خدمات کافی نیست، مراکز نگهداری کودک جدیدی را تأمین مالی کند.

many workplaces now offer on-site crèches for employees.

بسیاری از محل کارها اکنون مراکز نگهداری کودک در محل کار را برای کارکنان ارائه می‌دهند.

local crèches are struggling to recruit qualified staff members.

مراکز نگهداری کودک محلی در استخدام کارکنان کیفیت‌برتر دچار دشواری می‌شوند.

parents usually visit several crèches before making a decision.

والدین معمولاً قبل از تصمیم گیری، چند مراکز نگهداری کودک را بازدید می‌کنند.

community crèches provide essential support for working families.

مراکز نگهداری کودک جامعه‌ای حمایت ضروری برای خانواده‌های کارگذار فراهم می‌کنند.

regulations regarding safety in crèches have become stricter.

قوانین مربوط به ایمنی در مراکز نگهداری کودک سخت‌تر شده‌اند.

there are not enough crèches to meet the growing demand.

تعداد مراکز نگهداری کودک کافی برای پاسخگویی به تقاضای در حال افزایش وجود ندارد.

workplace crèches help improve employee retention and satisfaction.

مراکز نگهداری کودک در محل کار به بهبود حفظ کارکنان و رضایت آنها کمک می‌کنند.

these crèches accept infants as young as three months old.

این مراکز نگهداری کودک نوزادانی را که به دو ماهگی رسیده‌اند، پذیرفته‌اند.

fees for private crèches have risen significantly this year.

هزینه‌های مراکز نگهداری کودک خصوصی این سال به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

village crèches allow mothers to return to work sooner.

مراکز نگهداری کودک روستایی به مادران اجازه می‌دهند که زودتر به کار بازگردند.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now