credo

[ایالات متحده]/ˈkriːdəʊ/
[بریتانیا]/ˈkriːdoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عقیده، دکترین

عبارات و ترکیب‌ها

personal credo

وظیفه شخصی

ethical credo

وظیفه اخلاقی

جملات نمونه

he announced his credo in his first editorial.

او عقیده خود را در سرمقاله اول خود اعلام کرد.

To be the first to bear hardship and the last to enjoy comfort is our credo.

اولین کسی باشید که سختی را تحمل کنید و آخرین کسی باشید که از راحتی لذت ببرید، این عقیده ماست.

Credo in unum Deum,Patrem omnipotentem,factorem caeli et terrae, visibilium omnium et invisibilium.

Credo in unum Deum,Patrem omnipotentem,factorem caeli et terrae, visibilium omnium et invisibilium.

She lives by the credo of always being honest.

او همیشه صادق بودن را به عنوان عقیده خود در نظر دارد.

His personal credo is to treat others with kindness and respect.

عقیده شخصی او این است که با مهربانی و احترام با دیگران رفتار کند.

The company's credo emphasizes customer satisfaction above all else.

عقیده شرکت بر رضایت مشتری بالاتر از همه چیز تأکید دارد.

As a teacher, her credo is to inspire and empower her students.

به عنوان یک معلم، عقیده او این است که دانش آموزان خود را الهام بخشیده و توانمند سازد.

Their family credo is to always support and encourage each other.

عقیده خانواده آنها این است که همیشه از یکدیگر حمایت و تشویق کنند.

The team adopted a new credo to improve communication and collaboration.

تیم یک عقیده جدید را برای بهبود ارتباطات و همکاری اتخاذ کرد.

The political leader's credo is to fight for equality and justice for all citizens.

عقیده رهبر سیاسی این است که برای برابری و عدالت برای همه شهروندان مبارزه کند.

In times of crisis, people often turn to their personal credo for guidance.

در زمان بحران، مردم اغلب برای راهنمایی به عقیده شخصی خود متوسل می‌شوند.

The organization's credo is to promote sustainability and environmental responsibility.

عقیده سازمان این است که پایداری و مسئولیت زیست محیطی را ترویج کند.

He lives by the credo that hard work and perseverance lead to success.

او با این عقیده که تلاش و پشتکار منجر به موفقیت می شود، زندگی می کند.

نمونه‌های واقعی

Is it time to update the Olympic credo?

آیا زمان به‌روزرسانی اصول المپیک فرا رسیده است؟

منبع: The Economist - Technology

It went to those employees who lived out the following credo.

این به آن کارمندانی رسید که اصول زیر را رعایت کردند.

منبع: TED Talks (Video Edition) December 2021 Collection

This is all part of the credo, not just of Kwasi Kwarteng but particularly of Liz Truss, his boss.

این بخشي از اصول است، نه فقط كواسي كوارنگ، بلكه به ويژه رئيس وي، ليس تريس.

منبع: Financial Times Podcast

Margaret Fuller, the famous New England feminist, once offered as her credo: " I accept the Universe" !

مارگارت فولر، فعال زن مشهور نیوانگلند، زمانی اصول خود را به این صورت بیان کرد: «من جهان را می پذیرم!»

منبع: The virtues of human nature.

The Silicon Valley credo is that technology drives history and society's role is to adapt to it as best it can.

اصل دره سیلیکون این است که فناوری تاریخ را هدایت می کند و نقش جامعه سازگاری با آن تا حد امکان است.

منبع: 23 Jian, 80 Articles

Until the 1970s it was common for architects to commission one-off items for big buildings, following the modernist credo that “God is in the details”.

تا دهه 1970، سفارش دادن قطعات یکتا برای ساختمان های بزرگ توسط معماران رایج بود، با پیروی از اصل مدرنیستی که «خدا در جزئیات است».

منبع: The Economist - International

Born Elmore Rual Torn Jr. in Temple, Texas-Rip was a common nickname for men in his family-he liked to say that his acting credo was to play drama as comedy, and comedy as drama.

المر تورن جونیور در تمپل، تگزاس متولد شد - ریپ یک نام مستعار رایج برای مردان در خانواده او بود - او می گفت که اصل بازیگری او این بود که درام را به عنوان کمدی و کمدی را به عنوان درام بازی کند.

منبع: People Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید