high credulousnesses
خرافاتگراییهای زیاد
extreme credulousnesses
خرافاتگراییهای شدید
naive credulousnesses
خرافاتگراییهای سادهلوحانه
gullible credulousnesses
خرافاتگراییهای فریبکارانه
childlike credulousnesses
خرافاتگراییهای کودکانه
persistent credulousnesses
خرافاتگراییهای مداوم
dangerous credulousnesses
خرافاتگراییهای خطرناک
unquestioning credulousnesses
خرافاتگراییهای بدون سوال
blind credulousnesses
خرافاتگراییهای کور
widespread credulousnesses
خرافاتگراییهای گسترده
his credulousnesses led him to believe every conspiracy theory he heard.
او به دلیل سادهدلیاش، به هر تئوری توطئهای که میشنید، اعتقاد پیدا میکرد.
credulousnesses can make people vulnerable to scams and fraud.
سادهدلی میتواند افراد را در برابر کلاهبرداری و تقلب آسیبپذیر کند.
she often regretted her credulousnesses in trusting strangers.
او اغلب به دلیل اعتماد کردن به غریبهها، سادهدلی خود را پشیمان بود.
the politician exploited the credulousnesses of the electorate.
آن سیاستمدار از سادهدلی رایدهندگان سوء استفاده کرد.
his credulousnesses made him an easy target for misinformation.
او به دلیل سادهدلی، هدف آسانی برای اطلاعات نادرست بود.
people's credulousnesses can sometimes lead to dangerous situations.
سادهدلی مردم گاهی اوقات میتواند منجر به موقعیتهای خطرناک شود.
she realized her credulousnesses after falling for a fake investment scheme.
او پس از فریب خوردن توسط یک طرح سرمایهگذاری جعلی، سادهدلی خود را متوجه شد.
his credulousnesses were often taken advantage of by his friends.
دوستانش اغلب از سادهدلی او سوء استفاده میکردند.
overcoming credulousnesses is important for critical thinking.
غلبه بر سادهدلی برای تفکر انتقادی مهم است.
her credulousnesses about the supernatural made her a target for charlatans.
سادهدلی او در مورد امور ماوراء طبیعی، او را به هدف دغلبازان تبدیل کرد.
high credulousnesses
خرافاتگراییهای زیاد
extreme credulousnesses
خرافاتگراییهای شدید
naive credulousnesses
خرافاتگراییهای سادهلوحانه
gullible credulousnesses
خرافاتگراییهای فریبکارانه
childlike credulousnesses
خرافاتگراییهای کودکانه
persistent credulousnesses
خرافاتگراییهای مداوم
dangerous credulousnesses
خرافاتگراییهای خطرناک
unquestioning credulousnesses
خرافاتگراییهای بدون سوال
blind credulousnesses
خرافاتگراییهای کور
widespread credulousnesses
خرافاتگراییهای گسترده
his credulousnesses led him to believe every conspiracy theory he heard.
او به دلیل سادهدلیاش، به هر تئوری توطئهای که میشنید، اعتقاد پیدا میکرد.
credulousnesses can make people vulnerable to scams and fraud.
سادهدلی میتواند افراد را در برابر کلاهبرداری و تقلب آسیبپذیر کند.
she often regretted her credulousnesses in trusting strangers.
او اغلب به دلیل اعتماد کردن به غریبهها، سادهدلی خود را پشیمان بود.
the politician exploited the credulousnesses of the electorate.
آن سیاستمدار از سادهدلی رایدهندگان سوء استفاده کرد.
his credulousnesses made him an easy target for misinformation.
او به دلیل سادهدلی، هدف آسانی برای اطلاعات نادرست بود.
people's credulousnesses can sometimes lead to dangerous situations.
سادهدلی مردم گاهی اوقات میتواند منجر به موقعیتهای خطرناک شود.
she realized her credulousnesses after falling for a fake investment scheme.
او پس از فریب خوردن توسط یک طرح سرمایهگذاری جعلی، سادهدلی خود را متوجه شد.
his credulousnesses were often taken advantage of by his friends.
دوستانش اغلب از سادهدلی او سوء استفاده میکردند.
overcoming credulousnesses is important for critical thinking.
غلبه بر سادهدلی برای تفکر انتقادی مهم است.
her credulousnesses about the supernatural made her a target for charlatans.
سادهدلی او در مورد امور ماوراء طبیعی، او را به هدف دغلبازان تبدیل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید