fishing creel
صید ماهیگیری
wicker creel
سینی حصیری
trout creel
سینی ماهی قزل آلا
the number of trout creeled per angler
تعداد ماهی قزلآلا به ازای هر ماهیگیر
He carried a creel full of freshly caught fish.
او یک سبد پر از ماهی تازه صید شده حمل کرد.
The angler placed his creel by the riverbank.
ماهیگیر سبد خود را کنار ساحل رودخانه قرار داد.
She carefully arranged the creel to display the fish.
او با دقت سبد را مرتب کرد تا ماهی ها را به نمایش بگذارد.
The creel was woven from sturdy materials.
سبد از مواد مقاوم بافته شده بود.
The fisherman proudly showed off his creel of fish.
ماهیگیر با افتخار سبد ماهی خود را به نمایش گذاشت.
I need to buy a new creel for my fishing trips.
من باید یک سبد جدید برای سفرهای ماهیگیری ام بخرم.
The creel was heavy with the weight of the fish.
سبد به دلیل سنگینی ماهی ها سنگین بود.
The creel was designed with a comfortable shoulder strap.
سبد با بند شانه راحت طراحی شده بود.
The creel was filled with a variety of fish species.
سبد با انواع گونه های ماهی پر شده بود.
She used the creel to transport her fishing gear.
او از سبد برای حمل وسایل ماهیگیری خود استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید