wicker furniture
مبلمان حصیری
wicker basket
سبد حصیری
wicker chair
صندلی حصیری
wicker decor
دکور حصیری
wicker material
جنس حصیری
a wicker chair; a wicker birdcage.
صندلی حصیری؛ قفس پرنده حصیری
a sharp end of wicker stabbed into his sole.
یک سر تیز از حصیری به پاشنه پا او ضربه زد.
Behind these beds, and half hidden, stood an uncurtained wicker cradle, in which the little boy who had cried all the evening lay asleep.
پشت این تختها، و نیمهپنهان، یک گهواره حصیری بدون پرده بود که پسر کوچکی که تمام شب گریه کرده بود در آن در حال خوابیدن بود.
The wicker basket is perfect for carrying fruits.
سبد حصیری برای حمل میوه ها عالی است.
She bought a wicker chair for her patio.
او یک صندلی حصیری برای پاسیویش خرید.
The wicker furniture gives a rustic feel to the room.
مبلمان حصیری حس روستایی به اتاق می دهد.
They weaved the wicker into intricate patterns.
آنها حصیری را به الگوهای پیچیده بافتند.
The wicker picnic hamper was filled with delicious treats.
جعبه پیک نیک حصیری پر از خوراکی های خوشمزه بود.
The wicker weaving technique has been passed down for generations.
تکنیک بافت حصیر نسل به نسل منتقل شده است.
She used a wicker basket to collect seashells on the beach.
او از یک سبد حصیری برای جمع آوری صدف در ساحل استفاده کرد.
The wicker tray added a touch of elegance to the tea party.
سینی حصیری کمی از ظرافت را به مهمانی چای اضافه کرد.
They sat on wicker chairs while enjoying the sunset.
آنها در حالی که از غروب خورشید لذت می بردند روی صندلی های حصیری نشستند.
The wicker laundry basket is both practical and stylish.
سبد لباس های کثیف حصیری هم کاربردی و هم شیک است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید