creepings

[ایالات متحده]/ˈkriːpɪŋz/
[بریتانیا]/ˈkripɪŋz/

ترجمه

adj. خزنده; کند; ترسناک; تملق‌آمیز
n. عمل خزیدن
v. حال استمراری از خزیدن; به آرامی حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

creepings vines

سرخوردن تاک‌ها

creepings shadows

سایه‌های خزنده

creepings fears

ترس‌های خزنده

creepings doubts

شک‌های خزنده

creepings changes

تغییرات خزنده

creepings thoughts

افکار خزنده

creepings feelings

احساسات خزنده

creepings anxiety

اضطراب خزنده

creepings tension

تنش خزنده

جملات نمونه

the creepings of ivy can add charm to any garden.

خزیدن گیاه رونده می‌تواند جذابیت را به هر باغی اضافه کند.

she noticed the creepings of doubt in his voice.

او به خزندگی تردید در صدای او توجه کرد.

the creepings of mold on the walls indicated a leak.

خزیدن کپک روی دیوارها نشان دهنده نشتی بود.

in the darkness, she felt the creepings of fear.

در تاریکی، او خزنده ترس را احساس کرد.

the creepings of the vine covered the old fence.

خزنده تاک حصار قدیمی را پوشاند.

he could sense the creepings of jealousy within himself.

او می‌توانست خزنده حسادت را در درون خود احساس کند.

the creepings of fog made the night eerie.

خزنده مه شب را عجیب و غریب کرد.

she loved the creepings of nature reclaiming the abandoned house.

او عاشق خزنده طبیعت بود که خانه متروکه را پس می‌گرفت.

he watched the creepings of the shadows as the sun set.

او خزنده سایه‌ها را در هنگام غروب آفتاب تماشا کرد.

the creepings of anxiety were hard to ignore before the exam.

خزنده اضطراب قبل از امتحان سخت بود تا نادیده گرفته شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید