crawl slowly
حرکت با سرعت کم
crawling crane
کران خزنده
the traffic was crawling along.
ترافیک به کندی در حال حرکت بود.
the place was crawling with soldiers.
محل مملو از سرباز بود.
That apple is crawling with worms.
آن سیب پر از کرم است.
The lawn was crawling with ants.
چمنها پر از مورچگان بود.
a baby crawling on all fours.
یک نوزاد که به چهار دست و پا خزنده بود.
a highway crawling with cars;
یک بزرگراه مملو از ماشینها;
The platform was crawling with grey-green uniforms.
پلتفرم مملو از لباسهای خاکستری-سبز بود.
the tiny spider was crawling up Nicky's arm.
عنکبوت کوچک روی بازوی نیکسی خزنده بود.
a reporter's job can involve crawling to objectionable people.
وظیفه یک گزارشگر میتواند شامل خزش به سمت افراد زننده باشد.
You should be ashamed of yourself, crawling to the director like that.
شما باید از خودتان خجالت بکشید که به آن شکل به کارگردان خزش میکنید.
The accident scene was crawling with police officers. My flesh crawled in horror.See Synonyms at teem 1
صحنه تصادف مملو از افسران پلیس بود. گوشت من از وحشت خزید.به مترادفها در teem 1 مراجعه کنید.
For example, a cursed crawling tattoo of biocurrent when tapped, does not drop from the skin and attack the opponent but instead springs at the wearer's face and delivers the attack.
به عنوان مثال، یک خالکوبی خزنده نفرینشده از جریان زیستی، هنگامی که لمس میشود، از روی پوست نمیافتد و به حریف حمله نمیکند، بلکه به صورت ناگهانی به صورت پوشنده پرتاب میشود و حمله را انجام میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید