cretans

[ایالات متحده]/'kritən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی از کرت
adj. از یا مربوط به کرت

عبارات و ترکیب‌ها

Cretan cuisine

آشپزی کریتی

Cretan culture

فرهنگ کریت

Cretan history

تاریخ کریت

جملات نمونه

He was known for his Cretan heritage.

او به خاطر میراث کریتی خود شناخته می‌شد.

The Cretan diet is known for its health benefits.

رژیم غذایی کریتی به خاطر فواید سلامتی آن شناخته شده است.

She wore a traditional Cretan costume to the festival.

او لباس سنتی کریتی را در جشنواره پوشید.

The Cretan people are proud of their rich history.

مردم کریت به خاطر تاریخ غنی خود افتخار می‌کنند.

The Cretan landscape is breathtakingly beautiful.

مناظر طبیعی کریت به طرز چشمگیری زیبا هستند.

Cretan olive oil is famous for its quality.

روغن زیتون کریتی به خاطر کیفیت خود مشهور است.

They enjoyed a traditional Cretan dance at the wedding.

آنها از یک رقص سنتی کریتی در عروسی لذت بردند.

The Cretan language has its own unique characteristics.

زبان کریتی دارای ویژگی‌های منحصر به فرد خود است.

The Cretan culture is rich in music and art.

فرهنگ کریتی غنی از موسیقی و هنر است.

She learned about Cretan mythology in her history class.

او در کلاس تاریخ خود درباره اساطیر کریتی یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید