crewless

[ایالات متحده]/ˈkruːləs/
[بریتانیا]/ˈkruːləs/

ترجمه

adj. بدون خدمه

عبارات و ترکیب‌ها

crewless vehicle

وسیله نقلیه بدون سرنشین

crewless ship

کشتی بدون سرنشین

crewless drone

پهپاد بدون سرنشین

crewless aircraft

هواپیمای بدون سرنشین

crewless technology

فناوری بدون سرنشین

crewless operation

عملیات بدون سرنشین

crewless system

سیستم بدون سرنشین

crewless exploration

اکتشاف بدون سرنشین

crewless mission

ماموریت بدون سرنشین

crewless platform

پلتفرم بدون سرنشین

جملات نمونه

the crewless ship sailed smoothly across the ocean.

کشتی بدون خدمه به طور روان در اقیانوس حرکت کرد.

many companies are investing in crewless technology for efficiency.

بسیاری از شرکت‌ها برای افزایش کارایی در فناوری بدون خدمه سرمایه‌گذاری می‌کنند.

crewless drones are becoming more popular in various industries.

پهپادهای بدون خدمه در صنایع مختلف محبوبیت بیشتری پیدا می‌کنند.

the crewless vehicle completed its mission successfully.

وسیله نقلیه بدون خدمه با موفقیت مأموریت خود را به پایان رساند.

researchers are exploring the benefits of crewless operations.

محققان در حال بررسی مزایای عملیات بدون خدمه هستند.

crewless technology could revolutionize transportation.

فناوری بدون خدمه می‌تواند حمل و نقل را متحول کند.

they tested a crewless submarine in deep-sea exploration.

آنها یک زیردریایی بدون خدمه را در اکتشافات اقیانوس عمیق آزمایش کردند.

the future of crewless aircraft looks promising.

آینده هواپیماهای بدون خدمه امیدوارکننده به نظر می‌رسد.

adopting crewless systems can reduce operational costs.

استفاده از سیستم‌های بدون خدمه می‌تواند هزینه‌های عملیاتی را کاهش دهد.

many countries are developing crewless naval vessels.

بسیاری از کشورها در حال توسعه کشتی‌های دریایی بدون خدمه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید