driverless

[ایالات متحده]/ˈdraɪvə.ləs/
[بریتانیا]/ˈdraɪvərləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون راننده عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

driverless car

خودروی بدون راننده

driverless technology

فناوری خودران

driverless vehicle

خودروی خودران

driverless taxi

تاکسی خودران

driverless bus

اتوبوس خودران

driverless delivery

تحویل خودران

driverless ride

سوار شدن خودران

driverless fleet

ناوگان خودران

driverless system

سیستم خودران

driverless operation

عملکرد خودران

جملات نمونه

driverless cars are becoming more popular in urban areas.

خودروهای بدون راننده به طور فزاینده‌ای در مناطق شهری محبوب می‌شوند.

many companies are investing in driverless technology.

شرکت‌های زیادی در حال سرمایه‌گذاری در فناوری خودران هستند.

driverless vehicles promise to reduce traffic accidents.

وسایل نقلیه خودران قول کاهش تصادفات رانندگی را می‌دهند.

she feels safe riding in a driverless taxi.

او احساس امنیت می‌کند در حالی که سوار یک تاکسی خودران می‌شود.

driverless delivery robots are being tested in several cities.

ربات‌های تحویل خودران در حال حاضر در چندین شهر در حال آزمایش هستند.

driverless technology could change the way we commute.

فناوری خودران می‌تواند نحوه رفت و آمد ما را تغییر دهد.

there are concerns about the safety of driverless cars.

نگرانی‌هایی در مورد ایمنی خودروهای خودران وجود دارد.

driverless buses are now operating in select areas.

اتوبوس‌های خودران اکنون در مناطق خاص در حال فعالیت هستند.

many believe driverless cars will reduce the need for parking spaces.

بسیاری معتقدند که خودروهای خودران نیاز به فضاهای پارک را کاهش می‌دهند.

driverless technology is advancing rapidly with new innovations.

فناوری خودران به سرعت با نوآوری‌های جدید در حال پیشرفت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید