cribbage

[ایالات متحده]/ˈkrɪbɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈkrɪbɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بازی کارتی برای دو بازیکن؛ یکی از بازی‌های کارتی
Word Forms
جمعcribbages

عبارات و ترکیب‌ها

play cribbage

بازی کربیج

cribbage board

صفحه کربیج

cribbage rules

قوانین کربیج

cribbage game

بازی کربیج

cribbage hand

دست کربیج

cribbage score

امتیاز کربیج

cribbage strategy

استراتژی کربیج

cribbage tournament

تورنمنت کربیج

cribbage ruleset

مجموعه قوانین کربیج

cribbage variant

نسخه کربیج

جملات نمونه

we often play cribbage on rainy afternoons.

ما اغلب کریبِیج را در بعد از ظهر‌های بارانی بازی می‌کنیم.

cribbage is a great game for two players.

کریبِیج یک بازی عالی برای دو بازیکن است.

she taught me how to score in cribbage.

او به من یاد داد که چگونه در کریبِیج امتیاز کسب کنم.

cribbage requires both strategy and luck.

کریبِیج هم به استراتژی و هم به شانس نیاز دارد.

he has a collection of unique cribbage boards.

او مجموعه‌ای از تخته‌های کریبِیج منحصربه‌فرد دارد.

we played cribbage until late at night.

ما تا دیروقت کریبِیج بازی کردیم.

cribbage is popular among card game enthusiasts.

کریبِیج در بین علاقه‌مندان به بازی‌های کارتی محبوب است.

she always wins when we play cribbage.

وقتی کریبِیج بازی می‌کنیم، او همیشه برنده می‌شود.

cribbage can be played with a standard deck of cards.

می‌توان کریبِیج را با یک دسته کارت استاندارد بازی کرد.

they organized a cribbage tournament at the community center.

آنها یک مسابقه کریبِیج در مرکز جامعه برگزار کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید