counting

[ایالات متحده]/kaʊnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تعیین تعداد کل چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

counting numbers

شمارش اعداد

counting objects

شمارش اشیاء

counting money

شمارش پول

counting down

شمارش معکوس

counting sheep

شمارش گوسفندان

counting calories

شمارش کالری

counting steps

شمارش مراحل

counting days

شمارش روزها

double counting

شمارش مضاعف

counting circuit

شمارش مدار

head counting

شمارش سر

cycle counting

شمارش چرخه‌ای

جملات نمونه

the device is counting in binary.

دستگاه در حال شمارش دودویی است.

They're counting the ballots.

آنها در حال شمارش تعرف‌نامه‌ها هستند.

I'm counting on you to persuade her.

من به شما برای متقاعد کردن او تکیه دارم.

ten dogs, counting the puppies.

ده سگ، از جمله توله سگ‌ها.

The whole world was counting down to the new millennium.

کل جهان برای آغاز هزاره جدید شمارش معکوس می‌کرد.

the folks back home are counting on him.

خانواده در خانه روی او حساب می‌کنند.

There are thirty people in the classroom, counting the teacher.

سی نفر در کلاس هستند، از جمله معلم.

I'm counting on you to help me through!

من به شما تکیه دارم تا از من حمایت کنید!

counting the twenty-four hours in a single progression from midnight.

شمارش بیست و چهار ساعت در یک پیشرفت واحد از نیمه شب.

Paw print, or pugmark, tracing is another common technique for counting tigers.

رد پای یا اثر پنجه، ردیابی یک تکنیک رایج دیگر برای شمارش ببرها است.

I passed the time by counting the cars that drove past the school.

من وقت آزادم را با شمردن ماشین‌هایی که از کنار مدرسه عبور می‌کردند، گذراندم.

with more orders expected, the company is counting down to a bumper Christmas.

با توجه به انتظار سفارشات بیشتر، شرکت برای کریسمس پر رونق در حال شمارش معکوس است.

there were three of us in the family, or four counting my pet rabbit.

ما سه نفر در خانواده بودیم، یا چهار نفر اگر خرگوش خانگی من را هم حساب کنیم.

You must not peek while you are counting in such games as hide-and-seek.

شما نباید در حین بازی‌هایی مانند قایم‌موشک‌بازی نگاه کنید.

I’ve been late for school three times this week—but who’s counting?

این هفته سه بار دیر برای مدرسه رسیده‌ام - اما کی اهمیت می‌دهد؟

Then the decimal base which is composed by74LS90 and 74LS08 and senary counting circuit.

سپس مبنای دسیمال که از 74LS90 و 74LS08 و مدار شمارش شش‌گانه تشکیل شده است.

By exampling, it is posepole that quantitative counting and qualitative reviewing durable resistance about liquid corrosion on concrete.

با مثالی، این فرضیه مطرح می شود که شمارش کمی و بررسی کیفی مقاومت بادوام در برابر خوردگی مایع در بتن.

The little girl could only remember her numbers by counting out.

آن دختر کوچک فقط می‌توانست اعداد خود را با شمردن به خاطر بسپارد.

the college had 139 employees, not counting those engaged in routine clerical work.

دانشگاه دارای 139 کارمند بود، بدون احتساب کسانی که در کارهای اداری روتین مشغول بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید