crispin

[ایالات متحده]/'krispin/
[بریتانیا]/ˈkrɪspɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صنعتگری که کفش‌های چرمی یا سایر کالاهای چرمی را می‌سازد و تعمیر می‌کند.
Word Forms
جمعcrispins

عبارات و ترکیب‌ها

Crispin apple

سیب کریسپین

Crispin cider

سیدر کریسپین

Crispin Glover

کریسپین گلوور

جملات نمونه

Remember when actor Crispin Glover went nutso on late-night television and came inches short of karate-kicking David Letterman in the jaw?

وقتی بازیگر کریسپن گلوور در برنامه تلفویزیونی شبانه دیوانه شد و تقریباً با مشت به چانه دیوید لترمن ضربه زد، به یاد دارید؟

Crispin is a popular variety of apple.

کریسپین یک نوع سیب محبوب است.

I like to eat Crispin apples because they are sweet and juicy.

من دوست دارم سیب‌های کریسپین بخورم زیرا شیرین و آبدار هستند.

She made a delicious Crispin apple pie for dessert.

او یک پای سیب کریسپین خوشمزه برای دسر درست کرد.

Crispin apples are great for making cider.

سیب‌های کریسپین برای تهیه سدر عالی هستند.

The Crispin leaves rustled in the breeze.

برگ‌های کریسپین در نسیم وزید.

He wore a crispin white shirt to the job interview.

او یک پیراهن سفید کریسپین برای مصاحبه شغلی پوشید.

The chef prepared a Crispin salad with fresh greens and vinaigrette.

سرآشپز یک سالاد کریسپین با سبزیجات تازه و وینگرت تهیه کرد.

The Crispin morning air filled her lungs as she went for a run.

هوای صبح کریسپین ریه‌های او را پر کرد وقتی برای دویدن بیرون رفت.

The Crispin sound of the leaves crunching underfoot was soothing.

صدای کریسپین برگ‌هایی که زیر پا خرد می‌شدند آرامش‌بخش بود.

Crispin is a character in the Shakespearean play 'As You Like It'.

کریسپین شخصیتی در نمایشنامه شکسپیری 'همه‌چیز درهم' است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید