critically

[ایالات متحده]/ˈkrɪtɪkli/
[بریتانیا]/ˈkrɪtɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که با انتقاد مشخص می‌شود؛ به شیوه‌ای که حیاتی یا اساسی است؛ به شیوه‌ای جدی یا شدید.

عبارات و ترکیب‌ها

analyze critically

تحلیل انتقادی

critically assess

ارزیابی انتقادی

critically ill

به شدت بیمار

جملات نمونه

Last night she was critically ill in intensive care.

شب گذشته او به شدت بیمار و در بخش مراقبت‌های ویژه بود.

We should critically assimilate whatever is beneficial in literature and arts from other countries.

ما باید به طور انتقادی هر آنچه که در ادبیات و هنر از کشورهای دیگر مفید است را جذب کنیم.

- During an engine performance test, Trip is critically injured and left comatose in sickbay.

- در طول آزمایش عملکرد موتور، تریپ به شدت مجروح شد و در بخش مراقبت‌های ویژه در حالت کما رها شد.

Critically examine your work as if you were looking at someone else’s efforts.

کوشش خود را به دقت بررسی کنید انگار که در حال بررسی تلاش‌های شخص دیگری هستید.

The plane was critically disabled when one of the engines caught fire.

هواپیما به شدت از کار افتاد زمانی که یکی از موتورها آتش گرفت.

a watchful nurse tending a critically ill patient. See also Synonyms at meticulous careless

یک پرستار مراقب که از یک بیمار به شدت بیمار مراقبت می‌کند. همچنین به مترادف‌ها در متقاعدانه و بی‌احتیاط نگاه کنید.

Centuries of silt deposition and diking has caused the river to flow above the surrounding farmland, making flooding a critically dangerous problem.

قرن‌ها رسوب رسوب و حفر کانال باعث شده است که رودخانه بالاتر از مزارع اطراف جریان یابد و باعث شده است که سیل یک مشکل بسیار خطرناک باشد.

Sympathy for Mr Vengeance stars Shin Ha-kyun as Ryu, a deaf mute steelworker who resorts to kidnapping in order to pay for a kidney operation for his critically ill sister.

فیلم «همدردی با آقای انتقام» با بازی شین ها-کیون در نقش ری، یک کارگر فولاد ناشنوا و لال که برای پرداخت هزینه عمل جراحی کلیه خواهرش به آدم‌ربایی متوسل می‌شود.

نمونه‌های واقعی

She looked at it critically for a moment.

او لحظه‌ای به آن نگاهی انتقادآمیز کرد.

منبع: New Concept English, American Version, Book Two (Translation)

But psychologists think about these claims a little more critically.

اما روانشناسان کمی بیشتر در مورد این ادعاها به طور انتقادآمیز فکر می‌کنند.

منبع: Simple Psychology

The dishwasher, whose name was Enrique, watched him critically and sneeringly.

ظرفشویی که نامش انریکه بود، با نگاهی انتقادآمیز و تحقیرآمیز به او نگاه کرد.

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

And as we watch, try to think critically about this dilemma.

و همانطور که تماشا می‌کنیم، سعی کنید در مورد این معضل به طور انتقادآمیز فکر کنید.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Authorities are reporting at least 176 people were wounded, some of them critically.

مقامات گزارش می‌دهند که حداقل 176 نفر زخمی شده‌اند، برخی از آنها به شدت.

منبع: NPR News April 2013 Collection

In addition to the three killed, 16 people were injured, some of them critically.

علاوه بر سه کشته شده، 16 نفر مجروح شدند، برخی از آنها به شدت.

منبع: NPR News March 2018 Collection

The Cuban crocodile is critically endangered.

بایگانی کوبایی به شدت در معرض خطر انقراض قرار دارد.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

It's amazing what you can learn as you grow older and examine things critically.

عجيب است چه چيزي مي‌توانيد ياد بگیرید وقتی بزرگتر می‌شوید و مسائل را به طور انتقادآمیز بررسی می‌کنید.

منبع: The rise and fall of superpowers.

And it becomes less sensitive to actually look back at what happened and examine it critically.

و کمتر حساس می‌شود که به آنچه اتفاق افتاده نگاه کنید و آن را به طور انتقادآمیز بررسی کنید.

منبع: VOA Standard English - Middle East

At least two people were critically injured.

حداقل دو نفر به شدت مجروح شدند.

منبع: AP Listening Collection February 2022

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید