criticised heavily
به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
criticised publicly
به طور علنی مورد انتقاد قرار گرفت
criticised unfairly
به طور ناعادلانه مورد انتقاد قرار گرفت
criticised widely
به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت
criticised harshly
به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
criticised constantly
به طور مداوم مورد انتقاد قرار گرفت
criticised openly
به طور آشکارا مورد انتقاد قرار گرفت
criticised severely
به طور جدی مورد انتقاد قرار گرفت
criticised vocally
به طور آشکارا مورد انتقاد قرار گرفت
criticised repeatedly
به طور مکرر مورد انتقاد قرار گرفت
she was criticised for her handling of the project.
او به خاطر نحوه مدیریت پروژه مورد انتقاد قرار گرفت.
the movie was heavily criticised by critics.
فیلم به شدت مورد انتقاد منتقدان قرار گرفت.
he has often been criticised for his controversial opinions.
او اغلب به خاطر نظرات جنجالیاش مورد انتقاد قرار گرفته است.
many teachers feel they are unfairly criticised.
بسیاری از معلمان احساس میکنند که به طور ناعادلانه مورد انتقاد قرار میگیرند.
the government was criticised for its response to the crisis.
دولت به خاطر نحوه پاسخگویی به بحران مورد انتقاد قرار گرفت.
she criticised the decision during the meeting.
او در طول جلسه تصمیم را مورد انتقاد قرار داد.
critics have criticised the new policy as ineffective.
منتقدان سیاست جدید را به عنوان غیرموثر مورد انتقاد قرار دادهاند.
he was criticised for not meeting the deadline.
او به خاطر نرسیدن به مهلت مقرر مورد انتقاد قرار گرفت.
the author was criticised for the lack of research.
نویسنده به خاطر فقدان تحقیقات مورد انتقاد قرار گرفت.
she felt unfairly criticised by her colleagues.
او احساس میکرد که به طور ناعادلانه مورد انتقاد همکارانش قرار گرفته است.
criticised heavily
به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
criticised publicly
به طور علنی مورد انتقاد قرار گرفت
criticised unfairly
به طور ناعادلانه مورد انتقاد قرار گرفت
criticised widely
به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت
criticised harshly
به شدت مورد انتقاد قرار گرفت
criticised constantly
به طور مداوم مورد انتقاد قرار گرفت
criticised openly
به طور آشکارا مورد انتقاد قرار گرفت
criticised severely
به طور جدی مورد انتقاد قرار گرفت
criticised vocally
به طور آشکارا مورد انتقاد قرار گرفت
criticised repeatedly
به طور مکرر مورد انتقاد قرار گرفت
she was criticised for her handling of the project.
او به خاطر نحوه مدیریت پروژه مورد انتقاد قرار گرفت.
the movie was heavily criticised by critics.
فیلم به شدت مورد انتقاد منتقدان قرار گرفت.
he has often been criticised for his controversial opinions.
او اغلب به خاطر نظرات جنجالیاش مورد انتقاد قرار گرفته است.
many teachers feel they are unfairly criticised.
بسیاری از معلمان احساس میکنند که به طور ناعادلانه مورد انتقاد قرار میگیرند.
the government was criticised for its response to the crisis.
دولت به خاطر نحوه پاسخگویی به بحران مورد انتقاد قرار گرفت.
she criticised the decision during the meeting.
او در طول جلسه تصمیم را مورد انتقاد قرار داد.
critics have criticised the new policy as ineffective.
منتقدان سیاست جدید را به عنوان غیرموثر مورد انتقاد قرار دادهاند.
he was criticised for not meeting the deadline.
او به خاطر نرسیدن به مهلت مقرر مورد انتقاد قرار گرفت.
the author was criticised for the lack of research.
نویسنده به خاطر فقدان تحقیقات مورد انتقاد قرار گرفت.
she felt unfairly criticised by her colleagues.
او احساس میکرد که به طور ناعادلانه مورد انتقاد همکارانش قرار گرفته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید