| جمع | croesuss |
croesus wealth
ثروت کروزوس
croesus riches
ثروت و دارایی کروزوس
croesus fortune
شانس کروزوس
croesus status
موقعیت کروزوس
croesus lifestyle
سبک زندگی کروزوس
croesus comparison
مقایسه با کروزوس
croesus legacy
میراث کروزوس
croesus example
نمونه کروزوس
croesus figure
شخصیت کروزوس
croesus tale
داستان کروزوس
he felt like croesus after winning the lottery.
او بعد از برنده شدن در لاتاری احساس میکرد مانند کروسوس.
with her new job, she thinks she will be as rich as croesus.
با شغل جدیدش، او فکر میکند به ثروتمند مانند کروسوس خواهد شد.
they lived like croesus in their luxurious mansion.
آنها مانند کروسوس در عمارت مجلل خود زندگی میکردند.
his investments made him feel like a modern-day croesus.
سرمایهگذاریهای او باعث شد او احساس کند مانند کروسوس امروزی.
in the world of finance, he is considered a croesus.
در دنیای مالی، او به عنوان کروسوس در نظر گرفته میشود.
the billionaire was often compared to croesus for his wealth.
میلیاردر اغلب به دلیل ثروت خود با کروسوس مقایسه میشد.
she joked that her savings made her feel like croesus.
او شوخی کرد که پساندازهایش باعث شده او احساس کند مانند کروسوس.
living in such luxury, they must be croesus reincarnated.
با زندگی در چنین تجملاتی، آنها باید کروسوس بازمانده باشند.
his lavish spending habits earned him the nickname croesus.
عادتهای خرج کردن مجلل او باعث شد او لقب کروسوس را به دست آورد.
after the deal, he felt like croesus with all his riches.
بعد از معامله، او با تمام ثروتش احساس کرد مانند کروسوس.
croesus wealth
ثروت کروزوس
croesus riches
ثروت و دارایی کروزوس
croesus fortune
شانس کروزوس
croesus status
موقعیت کروزوس
croesus lifestyle
سبک زندگی کروزوس
croesus comparison
مقایسه با کروزوس
croesus legacy
میراث کروزوس
croesus example
نمونه کروزوس
croesus figure
شخصیت کروزوس
croesus tale
داستان کروزوس
he felt like croesus after winning the lottery.
او بعد از برنده شدن در لاتاری احساس میکرد مانند کروسوس.
with her new job, she thinks she will be as rich as croesus.
با شغل جدیدش، او فکر میکند به ثروتمند مانند کروسوس خواهد شد.
they lived like croesus in their luxurious mansion.
آنها مانند کروسوس در عمارت مجلل خود زندگی میکردند.
his investments made him feel like a modern-day croesus.
سرمایهگذاریهای او باعث شد او احساس کند مانند کروسوس امروزی.
in the world of finance, he is considered a croesus.
در دنیای مالی، او به عنوان کروسوس در نظر گرفته میشود.
the billionaire was often compared to croesus for his wealth.
میلیاردر اغلب به دلیل ثروت خود با کروسوس مقایسه میشد.
she joked that her savings made her feel like croesus.
او شوخی کرد که پساندازهایش باعث شده او احساس کند مانند کروسوس.
living in such luxury, they must be croesus reincarnated.
با زندگی در چنین تجملاتی، آنها باید کروسوس بازمانده باشند.
his lavish spending habits earned him the nickname croesus.
عادتهای خرج کردن مجلل او باعث شد او لقب کروسوس را به دست آورد.
after the deal, he felt like croesus with all his riches.
بعد از معامله، او با تمام ثروتش احساس کرد مانند کروسوس.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید