crossties

[ایالات متحده]/ˈkrɒs.taɪ/
[بریتانیا]/ˈkrɔs.taɪ/

ترجمه

n. تیر چوبی یا بتنی که برای حمایت از ریل‌های راه‌آهن استفاده می‌شود؛ یک ساختار حمایت مشابه در زمینه‌های دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

crosstie installation

نصب واگن

crosstie replacement

تعویض واگن

crosstie spacing

فاصله واگن

crosstie inspection

بازرسی واگن

crosstie maintenance

نگهداری واگن

crosstie support

حمایت واگن

crosstie design

طراحی واگن

crosstie layout

چیدمان واگن

crosstie alignment

تراز واگن

crosstie materials

مواد واگن

جملات نمونه

the crosstie is essential for maintaining the stability of the railway track.

ریل‌گذاری برای حفظ پایداری ریل قطار ضروری است.

they replaced the old crossties with new ones to improve safety.

آنها تیرک‌های فرسوده را با تیرک‌های جدید برای بهبود ایمنی جایگزین کردند.

the crosstie supports the weight of the train as it passes.

تیرک وزن قطار را در حین عبور از آن پشتیبانی می‌کند.

inspecting the crossties regularly can prevent accidents.

بازرسی منظم تیرک‌ها می‌تواند از بروز حوادث جلوگیری کند.

workers are installing new crossties along the railway line.

کارگران در حال نصب تیرک‌های جدید در طول مسیر ریلی هستند.

wooden crossties are often treated to resist decay.

تیرک‌های چوبی اغلب برای مقاومت در برابر پوسیدگی تحت درمان قرار می‌گیرند.

the crosstie spacing is crucial for proper track alignment.

فاصله تیرک برای تراز مناسب ریل بسیار مهم است.

he studied the design of crossties for his engineering project.

او طراحی تیرک‌ها را برای پروژه مهندسی خود مطالعه کرد.

many crossties are made from recycled materials nowadays.

امروزه بسیاری از تیرک‌ها از مواد بازیافتی ساخته می‌شوند.

the crosstie replacement project was completed ahead of schedule.

پروژه جایگزینی تیرک زودتر از موعد به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید