paper crumples
کاغذ چروک میشود
cloth crumples
پارچه چروک میشود
plastic crumples
پلاستیک چروک میشود
cardboard crumples
مقوا چروک میشود
bag crumples
کیف چروک میشود
fabric crumples
پارچه بافت شده چروک میشود
wrapper crumples
بستهبندی چروک میشود
sheet crumples
برگ چروک میشود
napkin crumples
سرویس چروک میشود
map crumples
نقشه چروک میشود
the paper crumples easily when wet.
وقتی خیس میشود، کاغذ به راحتی چروک میشود.
she crumples the letter and throws it away.
او نامه را چروک میکند و آن را دور میاندازد.
his plans crumple under pressure.
طرحهای او تحت فشار از هم میپاشند.
the fabric crumples after being washed.
پارچه پس از شستشو چروک میشود.
he crumples his face in confusion.
او با سردرگمی چهرهاش را چروک میکند.
don't crumple the map; it needs to be unfolded.
نقشه را چروک نکنید؛ باید آن را باز کرد.
the artist crumples the paper to create texture.
هنرمند کاغذ را چروک میکند تا بافت ایجاد کند.
the wind crumples the leaves on the ground.
باد برگهای روی زمین را چروک میکند.
she crumples her homework in frustration.
او با ناامیدی تکالیفش را چروک میکند.
his confidence crumples after the failure.
اعتماد به نفس او پس از شکست از بین میرود.
paper crumples
کاغذ چروک میشود
cloth crumples
پارچه چروک میشود
plastic crumples
پلاستیک چروک میشود
cardboard crumples
مقوا چروک میشود
bag crumples
کیف چروک میشود
fabric crumples
پارچه بافت شده چروک میشود
wrapper crumples
بستهبندی چروک میشود
sheet crumples
برگ چروک میشود
napkin crumples
سرویس چروک میشود
map crumples
نقشه چروک میشود
the paper crumples easily when wet.
وقتی خیس میشود، کاغذ به راحتی چروک میشود.
she crumples the letter and throws it away.
او نامه را چروک میکند و آن را دور میاندازد.
his plans crumple under pressure.
طرحهای او تحت فشار از هم میپاشند.
the fabric crumples after being washed.
پارچه پس از شستشو چروک میشود.
he crumples his face in confusion.
او با سردرگمی چهرهاش را چروک میکند.
don't crumple the map; it needs to be unfolded.
نقشه را چروک نکنید؛ باید آن را باز کرد.
the artist crumples the paper to create texture.
هنرمند کاغذ را چروک میکند تا بافت ایجاد کند.
the wind crumples the leaves on the ground.
باد برگهای روی زمین را چروک میکند.
she crumples her homework in frustration.
او با ناامیدی تکالیفش را چروک میکند.
his confidence crumples after the failure.
اعتماد به نفس او پس از شکست از بین میرود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید