deforms

[ایالات متحده]/dɪˈfɔːmz/
[بریتانیا]/dɪˈfɔrmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را تغییر دادن؛ موجب ناتوانی یا آسیب شدن؛ تحریف کردن یا چیزی را کمتر زیبا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

deforms easily

به راحتی تغییر شکل می‌دهد

deforms under pressure

تحت فشار تغییر شکل می‌دهد

deforms when heated

هنگامی که گرم می‌شود تغییر شکل می‌دهد

deforms with time

با گذشت زمان تغییر شکل می‌دهد

deforms plasticity

تغییر شکل پلاستیکی

deforms metal

فلز تغییر شکل می‌دهد

deforms shape

شکل تغییر می‌کند

deforms structure

ساختار تغییر می‌کند

deforms under stress

تحت فشار تغییر شکل می‌دهد

جملات نمونه

the pressure deforms the metal into a new shape.

فشار باعث تغییر شکل فلز به شکل جدید می‌شود.

excessive heat deforms the plastic material.

گرماي زياد باعث تغییر شکل مواد پلاستیکی می‌شود.

the earthquake deforms the landscape significantly.

زلزله باعث تغییر شکل چشمگیر چشم‌انداز می‌شود.

time and weather deforms the old building.

زمان و هوا باعث تغییر شکل ساختمان قدیمی می‌شود.

the artist intentionally deforms the figures in his paintings.

هنرمند به طور عمدی فیگورها را در نقاشی‌های خود تغییر شکل می‌دهد.

improper handling deforms the fragile components.

دستکاری نامناسب باعث تغییر شکل اجزای شکننده می‌شود.

strong winds can deform the structure of the tent.

بادهای شدید می‌توانند ساختار چادر را تغییر شکل دهند.

repeated stress deforms the rubber over time.

تنش مکرر باعث تغییر شکل لاستیک در طول زمان می‌شود.

the sculptor deforms the clay to create unique shapes.

مجسمه‌ساز برای ایجاد شکل‌های منحصر به فرد، خاک رس را تغییر شکل می‌دهد.

when exposed to cold, the material deforms unexpectedly.

هنگامی که در معرض سرما قرار می‌گیرد، ماده به طور غیرمنتظره‌ای تغییر شکل می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید