crumps

[ایالات متحده]/krʌmps/
[بریتانیا]/krʌmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بمب; صدای خُرخُر; (Crump) نام خانوادگی; (UK, DE) Crump
vi. صدای خُرخُر کردن; به شدت منفجر شدن
vt. با صدای ترد جویدن
adj. ترد; شکننده

عبارات و ترکیب‌ها

crumps and crumbs

crumps and crumbs

crumps of bread

crumps of bread

crumps for lunch

crumps for lunch

crumps in soup

crumps in soup

crumps on plate

crumps on plate

crumps of cake

crumps of cake

sweet crumps

sweet crumps

crumps everywhere

crumps everywhere

crumps in hand

crumps in hand

crumps on floor

crumps on floor

جملات نمونه

she crumps the paper before throwing it away.

او قبل از دور انداختن کاغذ آن را خرد می‌کند.

the children love to crumps their snacks into tiny pieces.

بچه ها عاشق خرد کردن میان وعده هایشان به تکه های کوچک هستند.

he crumps the cookie in his hand to share with friends.

او بیسکویت را در دستش خرد می‌کند تا با دوستانش تقسیم کند.

she crumps the leaves to make a natural mulch.

او برگ ها را خرد می کند تا یک مالچ طبیعی درست کند.

the dog crumps the toy before playing with it.

سگ اسباب بازی را قبل از بازی با آن خرد می کند.

they crumps the old newspapers for recycling.

آنها روزنامه های قدیمی را برای بازیافت خرد می کنند.

he crumps the fabric to create a unique texture.

او پارچه را خرد می کند تا یک بافت منحصر به فرد ایجاد کند.

she crumps the bread to make breadcrumbs for the recipe.

او نان را خرد می کند تا برای دستور العمل خرده نان درست کند.

the artist crumps the paper to give it an aged look.

هنرمند کاغذ را خرد می کند تا به آن ظاهری قدیمی بدهد.

he crumps the aluminum can to save space in the recycling bin.

او قوطه‌های آلومینیومی را خرد می‌کند تا در سطل بازیافت فضای کمتری اشغال شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید