particles

[ایالات متحده]/[ˈpɑː.tɪ.kəls]/
[بریتانیا]/[ˈpɑːr.tɪ.kəlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ذرات ریز ماده؛ اجسام دقیقه؛ اجزاء کوچک، اغلب زیراتمی، ماده؛ مقدار کمی از یک ماده، به ویژه هنگامی که در گاز یا مایع منتشر شده است؛ در فیزیک، یک جسم کوچک و بنیادی، مانند الکترون یا پروتون؛ در هواشناسی، ذرات جامد یا مایع کوچک معلق در جو.

عبارات و ترکیب‌ها

particles involved

ذرات درگیر

particle physics

فیزیک ذرات

particles scattering

پراکندگی ذرات

particles moving

حرکت ذرات

particles detected

تشخیص ذرات

particle size

اندازه ذرات

particles released

آزادی ذرات

particles forming

تشکیل ذرات

particles collide

برخورد ذرات

particles interact

تعامل ذرات

جملات نمونه

she looked up at the sky with wonder.

او با حیرت به آسمان نگاه کرد.

he ran into an old friend downtown.

او در مرکز شهر با یک دوست قدیمی برخورد کرد.

the children played happily in the park.

کودکان با خوشحالی در پارک بازی کردند.

i'm looking forward to hearing from you soon.

منتظر شنیدن خبرهای شما هستم.

he gave the presentation with great confidence.

او ارائه را با اعتماد به نفس زیادی ارائه کرد.

she burst into tears when she heard the news.

وقتی خبر را شنید، اشک از چشمانش جاری شد.

he set off on his journey early in the morning.

او صبح زود سفر خود را آغاز کرد.

the company is looking into the matter carefully.

شرکت با دقت در حال بررسی موضوع است.

she turned down the job offer politely.

او پیشنهاد شغلی را با احترام رد کرد.

he broke down under the pressure of the situation.

او تحت فشار شرایط دچار فروپاشی شد.

they got along well with their new neighbors.

آنها با همسایگان جدید خود خوب ارتباط برقرار کردند.

she cheered up after hearing the good news.

بعد از شنیدن خبرهای خوب، او شاد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید