cubisms

[ایالات متحده]/ˈkjuːbɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈkjuːbɪzəmz/

ترجمه

n. سبکی از هنر که بر اشکال انتزاعی و هندسی تأکید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

modern cubisms

مکتب‌های عصری کوبیسم

abstract cubisms

کوبیسم‌های انتزاعی

geometric cubisms

کوبیسم‌های هندسی

classic cubisms

کوبیسم‌های کلاسیک

digital cubisms

کوبیسم‌های دیجیتال

emerging cubisms

کوبیسم‌های نوظهور

postmodern cubisms

کوبیسم‌های پسا مدرن

cubisms movement

جنبش کوبیسم

cubisms styles

سبک‌های کوبیسم

cubisms influences

تاثیرات کوبیسم

جملات نمونه

cubisms can be seen in many modern art pieces.

می‌توان کُبیسم را در بسیاری از آثار هنری مدرن مشاهده کرد.

the artist's use of cubisms transformed the traditional landscape.

استفاده هنرمند از کُبیسم، چشم‌انداز سنتی را متحول کرد.

many critics praise the innovative approach of cubisms.

بسیاری از منتقدان از رویکرد نوآورانه کُبیسم تحسین می‌کنند.

understanding cubisms requires a deeper appreciation of art.

درک کُبیسم نیازمند قدردانی عمیق‌تر از هنر است.

cubisms often challenge the viewer's perception of reality.

کُبیسم اغلب درک واقعیت را برای بیننده به چالش می‌کشد.

the influence of cubisms can be traced back to the early 20th century.

می‌توان تأثیر کُبیسم را به اوایل قرن بیستم ردیابی کرد.

many famous artists experimented with cubisms in their work.

بسیاری از هنرمندان مشهور در آثار خود با کُبیسم آزمایش کردند.

studying cubisms reveals the complexity of geometric shapes in art.

مطالعه کُبیسم نشان می‌دهد که اشکال هندسی در هنر چقدر پیچیده هستند.

the gallery features a special exhibit on cubisms.

گالری یک نمایشگاه ویژه در مورد کُبیسم دارد.

cubisms can evoke various emotions through abstract forms.

کُبیسم می‌تواند از طریق فرم‌های انتزاعی، احساسات مختلفی را برانگیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید