cuckolding

[ایالات متحده]/ˈkʌkəʊldɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkʌkəldɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل کردن به گونه‌ای که کسی را خائن به همسرش کند

عبارات و ترکیب‌ها

cuckolding relationship

رابطه کوک‌اولدینگ

cuckolding fantasy

فانتزی کوک‌اولدینگ

cuckolding couple

زوج کوک‌اولدینگ

cuckolding kink

کینک کوک‌اولدینگ

cuckolding dynamic

پویایی کوک‌اولدینگ

cuckolding scene

صحنه کوک‌اولدینگ

cuckolding play

بازی کوک‌اولدینگ

cuckolding role

نقش کوک‌اولدینگ

cuckolding partner

همراه کوک‌اولدینگ

cuckolding interest

علاقه کوک‌اولدینگ

جملات نمونه

he has a fascination with cuckolding fantasies.

او شیفتگی عمیقی به فانتزی های مرد‌بازی دارد.

cuckolding can be a sensitive topic in relationships.

مرد‌بازی می‌تواند موضوعی حساس در روابط باشد.

they discussed the boundaries of cuckolding in their marriage.

آنها در مورد حدود مرد‌بازی در ازدواج خود بحث کردند.

cuckolding often involves trust and communication.

مرد‌بازی اغلب شامل اعتماد و ارتباط است.

some couples explore cuckolding as a form of eroticism.

برخی از زوج‌ها مرد‌بازی را به عنوان یک شکل از شهوت‌زدگی بررسی می‌کنند.

he felt a mix of jealousy and excitement about cuckolding.

او ترکیبی از حسادت و هیجان در مورد مرد‌بازی احساس کرد.

cuckolding is often portrayed in adult films.

مرد‌بازی اغلب در فیلم‌های بزرگسالان به تصویر کشیده می‌شود.

they attended a workshop on cuckolding dynamics.

آنها در یک کارگاه در مورد پویایی مرد‌بازی شرکت کردند.

understanding cuckolding requires open-mindedness.

درک مرد‌بازی نیاز به ذهن باز دارد.

cuckolding may not be suitable for every relationship.

مرد‌بازی ممکن است برای همه روابط مناسب نباشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید