pair of cufflinks
جفت دستبند مردانه
stylish cufflinks
دستبند مردانه شیک
gold cufflinks
دستبند مردانه طلایی
silver cufflinks
دستبند مردانه نقرهای
He wore a stylish cufflink to the formal event.
او یک سنجاق سرآستین شیک به مهمانی رسمی پوشید.
She gifted him a pair of gold cufflinks for his birthday.
او به مناسبت تولدش یک جفت سنجاق سرآستین طلایی به او هدیه داد.
The cufflinks matched perfectly with his suit.
سنجاق سرآستینها کاملاً با کت و شلوار او مطابقت داشت.
He forgot to put on his cufflinks before leaving the house.
او قبل از ترک خانه فراموش کرد که سنجاق سرآستینهایش را بپوشد.
The cufflinks added a touch of elegance to his outfit.
سنجاق سرآستینها ظرافت خاصی به لباس او بخشید.
She carefully selected cufflinks to gift her boss for his promotion.
او با دقت سنجاق سرآستینهایی را برای هدیه دادن به رئیسش به مناسبت ارتقای شغلی انتخاب کرد.
The antique cufflinks were a family heirloom passed down for generations.
سنجاق سرآستینهای قدیمی یک ارثیه خانوادگی بودند که نسل به نسل منتقل میشدند.
He always wears cufflinks to important meetings to make a good impression.
او همیشه برای ایجاد یک تأثیر خوب، سنجاق سرآستین میپوشد تا در جلسات مهم شرکت کند.
The jeweled cufflinks sparkled under the light.
سنجاق سرآستینهای جواهرنشان زیر نور میدرخشیدند.
She admired the intricate design of the cufflinks.
او طراحی پیچیده سنجاق سرآستینها را تحسین کرد.
pair of cufflinks
جفت دستبند مردانه
stylish cufflinks
دستبند مردانه شیک
gold cufflinks
دستبند مردانه طلایی
silver cufflinks
دستبند مردانه نقرهای
He wore a stylish cufflink to the formal event.
او یک سنجاق سرآستین شیک به مهمانی رسمی پوشید.
She gifted him a pair of gold cufflinks for his birthday.
او به مناسبت تولدش یک جفت سنجاق سرآستین طلایی به او هدیه داد.
The cufflinks matched perfectly with his suit.
سنجاق سرآستینها کاملاً با کت و شلوار او مطابقت داشت.
He forgot to put on his cufflinks before leaving the house.
او قبل از ترک خانه فراموش کرد که سنجاق سرآستینهایش را بپوشد.
The cufflinks added a touch of elegance to his outfit.
سنجاق سرآستینها ظرافت خاصی به لباس او بخشید.
She carefully selected cufflinks to gift her boss for his promotion.
او با دقت سنجاق سرآستینهایی را برای هدیه دادن به رئیسش به مناسبت ارتقای شغلی انتخاب کرد.
The antique cufflinks were a family heirloom passed down for generations.
سنجاق سرآستینهای قدیمی یک ارثیه خانوادگی بودند که نسل به نسل منتقل میشدند.
He always wears cufflinks to important meetings to make a good impression.
او همیشه برای ایجاد یک تأثیر خوب، سنجاق سرآستین میپوشد تا در جلسات مهم شرکت کند.
The jeweled cufflinks sparkled under the light.
سنجاق سرآستینهای جواهرنشان زیر نور میدرخشیدند.
She admired the intricate design of the cufflinks.
او طراحی پیچیده سنجاق سرآستینها را تحسین کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید