cuffless

[ایالات متحده]/ˈkʌfləs/
[بریتانیا]/ˈkʌfləs/

ترجمه

n. شلوار یا آستین بدون مچ

عبارات و ترکیب‌ها

cuffless shirt

پیراهن بدون آستین

cuffless pants

شلوار بدون آستین

cuffless design

طراحی بدون آستین

cuffless style

سبک بدون آستین

cuffless jacket

ژاکت بدون آستین

cuffless dress

لباس بدون آستین

cuffless top

بالا بدون آستین

cuffless outfit

لباس بدون آستین

cuffless sleeve

آستین بدون آستین

cuffless fit

اندازه بدون آستین

جملات نمونه

he wore a cuffless shirt to the casual meeting.

او یک پیراهن بدون مچ‌دست در جلسه غیررسمی پوشید.

the designer showcased a collection of cuffless jackets.

طراح مجموعه‌ای از ژاکت‌های بدون مچ‌دست را به نمایش گذاشت.

cuffless pants are becoming a popular trend this season.

شلوار بدون مچ‌دست به یک روند محبوب در این فصل تبدیل شده است.

she prefers cuffless blouses for a more relaxed look.

او بلوزهای بدون مچ‌دست را برای ظاهری آرام‌تر ترجیح می‌دهد.

the cuffless design gives the outfit a modern touch.

طراحی بدون مچ‌دست به لباس ظاهری مدرن می‌دهد.

he decided to wear cuffless trousers for the summer party.

او تصمیم گرفت شلوارهای بدون مچ‌دست را برای مهمانی تابستان بپوشد.

many athletes prefer cuffless gear for better mobility.

بسیاری از ورزشکاران ترجیح می‌دهند تجهیزات بدون مچ‌دست را برای تحرک بهتر بپوشند.

cuffless designs are ideal for layering in colder weather.

طراحی‌های بدون مچ‌دست برای لایه‌بندی در هوای سرد ایده‌آل هستند.

the cuffless style is perfect for a minimalist wardrobe.

سبک بدون مچ‌دست برای یک کمد لباس مینیمال عالی است.

she admired the cuffless dress for its elegance.

او به خاطر ظرافتش لباس بدون مچ‌دست را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید