cuisses

[ایالات متحده]/kwɪs/
[بریتانیا]/kwɪs/

ترجمه

n. زره برای ران

عبارات و ترکیب‌ها

cuisse de grenouille

رانه‌ی قورباغه

cuisse de poulet

رانه‌ی مرغ

cuisse de veau

رانه‌ی گوساله

cuisse de dinde

رانه‌ی بوقلمون

cuisse de lapin

رانه‌ی خرگوش

cuisse de porc

رانه‌ی خوک

cuisse de bœuf

رانه‌ی گاو

cuisse de canard

رانه‌ی اردک

cuisse de faisan

رانه‌ی بلدرچین

cuisse de chevreuil

رانه‌ی گوزن

جملات نمونه

she wore a beautiful dress that accentuated her cuisse.

او یک لباس زیبا پوشید که بر روی ران او تأکید داشت.

the cuisse of the chicken was perfectly cooked.

ران مرغ به خوبی پخته شده بود.

he injured his cuisse while playing soccer.

او در حین بازی فوتبال به ران خود آسیب زد.

she has strong cuisse muscles from her workouts.

او عضلات ران قوی‌ای دارد که نتیجه تمریناتش است.

the chef recommended the cuisse as a specialty dish.

سرآشپز ران را به عنوان یک غذای ویژه توصیه کرد.

he wore shorts that showed off his toned cuisse.

او شلوارکی پوشید که ران خوش‌فرم او را نشان می‌داد.

the cuisse is often the most flavorful part of the bird.

ران اغلب خوشمزه‌ترین قسمت مرغ است.

she applied a soothing cream to her sore cuisse.

او یک کرم تسکین دهنده به ران دردش زد.

the dancer's cuisse moved gracefully across the stage.

ران رقصنده به طور ظریف در سراسر صحنه حرکت کرد.

he prefers cuisse over breast when ordering chicken.

او ترجیح می‌دهد ران را به سینه هنگام سفارش مرغ انتخاب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید