leg

[ایالات متحده]/leg/
[بریتانیا]/lɛɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اندام; حمایت

عبارات و ترکیب‌ها

on the leg

روی پا

break a leg

موفق باشی

leg up

پا بالا

shake a leg

حرکت کن!

broken leg

پای شکسته

lower leg

ساق پا

have legs

پا داشتن

leg by

در کنار پا

hind leg

پای عقبی

chicken leg

ران مرغ

short leg

پای کوتاه

leg length

طول پا

table leg

پای میز

hang a leg

آویزان کردن پا

leg of lamb

چرخ پا

wooden leg

پای چوبی

back leg

پشت پا

upper leg

اندام فوقانی

long leg

پای بلند

جملات نمونه

She injured her leg while hiking.

او در حین پیاده‌روی به پای خود آسیب زد.

He stretched his legs after sitting for hours.

او بعد از نشستن به مدت چند ساعت، پاهایش را دراز کرد.

The athlete pulled a muscle in his leg.

ورزشکار عضله‌ی پای خود را پاره کرد.

She crossed her legs while sitting.

او در حالی که نشسته بود، پاهایش را به هم گره زد.

The doctor recommended elevating the injured leg.

پزشک توصیه کرد پای آسیب‌دیده را بالا نگه دارند.

He felt a sharp pain in his leg.

او درد شدیدی در پای خود احساس کرد.

The dog wagged its tail and licked its leg.

سگ دم خود را تکان داد و پای خود را لیسید.

She wore a short dress to show off her long legs.

او یک لباس کوتاه پوشید تا پاهای بلندش را به نمایش بگذارد.

He lost feeling in his legs after sitting for too long.

او بعد از نشستن بیش از حد، حس خود را در پاها از دست داد.

The dancer gracefully extended her leg in a high kick.

رقصنده به طور ماهرانه پای خود را در یک ضربه بلند کشید.

نمونه‌های واقعی

Thanks, Penny. Oh-break a leg. Break a leg.

متشکرم، پنی. اوه - موفق باش. موفق باش.

منبع: The Big Bang Theory Season 1

Toads have shorter legs and are generally clumsier than frogs.

قورباغه‌ها پا‌های کوتاه‌تری دارند و به طور کلی از قورباغه‌ها خشن‌تر هستند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Throw its back legs over my shoulder.

پا‌های پشتی‌اش را روی شانه‌ام بینداز.

منبع: Mad Men

Keep your legs still under the table.

پاهایتان را زیر میز ثابت نگه دارید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

“I can glue the leg on again.”

“می‌توانم دوباره پا را بچسبانم.”

منبع: "Experience English" Children's English Reading Material

I thought you were pulling my leg.

فکر کردم داری پای من را می‌کشی.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

Lola-Pearl is missing her back left leg.

لولا-پرل پای چپ پشتی‌اش را ندارد.

منبع: This month VOA Special English

Big, little, four legs, two legs.

بزرگ، کوچک، چهار پا، دو پا.

منبع: VOA Daily Standard June 2020 Collection

But an ostrich has only two legs.

اما غاز بزرگ فقط دو پا دارد.

منبع: Collection of Interesting Stories

She liked metal furniture legs that looked like wires fused together.

او به پایه‌های مبلمان فلزی که شبیه سیم‌های جوش داده شده بودند علاقه داشت.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید