cuke

[ایالات متحده]/kjuːk/
[بریتانیا]/kjuːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (خیار) نوعی سبزی

عبارات و ترکیب‌ها

fresh cuke

خیار تازه

pickled cuke

خیارشور

cuke salad

سالاد خیار

cuke slices

ورقه خیار

cuke dip

دسر خیار

cuke juice

آب خیار

cuke sandwich

ساندویچ خیار

cuke sticks

چوب خیار

cuke smoothie

اسموتی خیار

cuke soup

سوپ خیار

جملات نمونه

i love adding cuke slices to my salad.

من عاشق اضافه کردن برش های خیار به سالاد خود هستم.

she made a refreshing cuke and yogurt dip.

او یک سس خیار و ماست خنک درست کرد.

can you pass me the cuke for my sandwich?

می‌توانی خیار را برای ساندویچ من به من بدهی؟

cuke is a great addition to summer rolls.

خیار یک افزودنی عالی به رول های تابستانی است.

we should grow some cuke in our garden.

ما باید مقداری خیار در باغ خود بکاریم.

she prefers cuke over other vegetables.

او خیار را بیشتر از سبزیجات دیگر ترجیح می دهد.

a cuke smoothie can be very refreshing.

یک اسموتی خیار می تواند بسیار خنک کننده باشد.

he always adds cuke to his sushi rolls.

او همیشه خیار را به رول های سوشی خود اضافه می کند.

we made a cuke salad for the picnic.

ما یک سالاد خیار برای پیک نیک درست کردیم.

she enjoys pickling cuke for the winter.

او از ترشی کردن خیار برای زمستان لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید