culicine

[ایالات متحده]/ˈkjuːlɪsiːn/
[بریتانیا]/ˈkjuːlɪˌsiːn/

ترجمه

adj. مربوط به پشه‌های جنس Culex

عبارات و ترکیب‌ها

culicine mosquito

پشهکولیک

culicine species

گونه‌های کولیک

culicine habitat

زیستگاه کولیک

culicine larvae

لاروهای کولیک

culicine breeding

تکثیر کولیک

culicine control

کنترل کولیک

culicine distribution

توزیع کولیک

culicine vector

بردار کولیک

culicine biology

زیست‌شناسی کولیک

culicine research

تحقیقات کولیک

جملات نمونه

culicine mosquitoes are common in tropical regions.

نوعروس‌ها در مناطق گرمسیری رایج هستند.

the culicine family includes many species that can transmit diseases.

خانواده کولیکین شامل بسیاری از گونه‌هایی است که می‌توانند بیماری‌ها را منتقل کنند.

we studied the behavior of culicine larvae in the laboratory.

ما رفتار لاروهای کولیکین را در آزمایشگاه مطالعه کردیم.

culicine mosquitoes prefer to breed in stagnant water.

نوعروس‌ها ترجیح می‌دهند در آب راکد تولید مثل کنند.

understanding culicine biology is essential for pest control.

درک زیست‌شناسی کولیکین برای کنترل آفات ضروری است.

researchers are working on methods to reduce culicine populations.

محققان روی روش‌هایی برای کاهش جمعیت کولیکین کار می‌کنند.

culicine species are often found in urban areas.

گونه‌های کولیکین اغلب در مناطق شهری یافت می‌شوند.

the culicine mosquito bite can cause allergic reactions.

گزش نوعروس کولیکین می‌تواند باعث واکنش‌های آلرژیک شود.

preventing culicine infestations requires community efforts.

جلوگیری از آلودگی کولیکین نیاز به تلاش‌های جامعه دارد.

monitoring culicine populations helps in disease prevention.

نظارت بر جمعیت کولیکین به پیشگیری از بیماری کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید