I was only a gnat in the affair.
من فقط یک همنگ در این ماجرا بودم.
Strain at a gnat and swallow a camel.
به دنبال یک همنگ تلاش کنید و یک شتر را ببلعید.
The gnat buzzed around my head annoyingly.
همنگ به طرز آزاردهنده ای دور سر من می چرخید.
I accidentally inhaled a gnat while running outside.
من به طور تصادفی در حالی که بیرون می دویدم، یک همنگ استنشاق کردم.
The gnat landed on the fruit, contaminating it.
همنگ روی میوه نشست و آن را آلوده کرد.
The gnat infestation in the house was getting out of control.
آلودگی همنگ در خانه از کنترل خارج می شد.
She swatted at the gnat but missed.
او به سمت همنگ ضربه زد اما موفق نشد.
The gnat larvae were found in the decaying food.
لاروهای همنگ در غذای در حال پوسیدگی یافت شدند.
A cloud of gnats hovered over the stagnant water.
یک ابر از همنگ ها بالای آب راکد معلق بود.
The gnat bite left a red, itchy mark on my arm.
گزش همنگ یک لکه قرمز و خارش دار روی بازوی من گذاشت.
The picnic was ruined by a swarm of gnats.
پیادهروی توسط یک گروه از همنگ ها خراب شد.
He studied the behavior of gnats for his research project.
او رفتار همنگ ها را برای پروژه تحقیقاتی خود مطالعه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید