culturable

[ایالات متحده]/ˈkʌltʃərəbl/
[بریتانیا]/ˈkʌltʃərəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.(=قابل کشت) قادر به کشت یا رشد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

culturable bacteria

باکتری‌های قابل کشت

culturable cells

سلول‌های قابل کشت

culturable organisms

موجودات قابل کشت

culturable fungi

قارچ‌های قابل کشت

culturable species

گونه‌های قابل کشت

culturable microbes

میکروب‌های قابل کشت

culturable strains

سرتایپ‌های قابل کشت

culturable algae

جلبک‌های قابل کشت

culturable plants

گیاهان قابل کشت

culturable viruses

ویروس‌های قابل کشت

جملات نمونه

the bacteria in the soil are culturable in the lab.

باکتری‌های موجود در خاک در آزمایشگاه قابل کشت هستند.

only culturable strains of the virus were used in the study.

فقط سویه‌های قابل کشت ویروس در این مطالعه استفاده شدند.

she found a culturable species of fungi in her garden.

او یک گونه قارچی قابل کشت را در باغ خود پیدا کرد.

researchers are interested in culturable microorganisms.

محققان به میکروارگانیسم‌های قابل کشت علاقه دارند.

some algae are easily culturable in aquaculture.

برخی از جلبک‌ها به راحتی در آب‌کشت قابل کشت هستند.

the culturable cells were tested for antibiotic resistance.

سلول‌های قابل کشت برای مقاومت در برابر آنتی‌بیوتیک‌ها آزمایش شدند.

in this experiment, only culturable organisms were analyzed.

در این آزمایش، فقط ارگانیسم‌های قابل کشت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

identifying culturable bacteria is crucial for environmental studies.

شناسایی باکتری‌های قابل کشت برای مطالعات زیست‌محیطی بسیار مهم است.

they developed a method for isolating culturable strains.

آنها روشی برای جداسازی سویه‌های قابل کشت توسعه دادند.

many culturable species contribute to soil health.

بسیاری از گونه‌های قابل کشت به سلامت خاک کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید