plantable

[ایالات متحده]/ˈplæntəbl/
[بریتانیا]/ˈplæntəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل کاشت بودن

عبارات و ترکیب‌ها

plantable seeds

بذر قابل کاشت

plantable materials

مواد قابل کاشت

plantable pots

گلدان‌های قابل کاشت

plantable paper

کاغذ قابل کاشت

plantable products

محصولات قابل کاشت

plantable packaging

بسته‌بندی قابل کاشت

plantable garden

باغ قابل کاشت

plantable bulbs

پیاز قابل کاشت

plantable gifts

هدیه‌های قابل کاشت

plantable kits

کیت‌های قابل کاشت

جملات نمونه

these seeds are plantable in the spring.

این بذرها را می‌توان در بهار کاشت.

we need to find a suitable plantable area for the garden.

ما باید یک منطقه مناسب برای کاشت باغ پیدا کنیم.

make sure the soil is plantable before you start.

مطمئن شوید که خاک قبل از شروع قابل کاشت است.

these plantable materials are eco-friendly.

این مواد قابل کاشت سازگار با محیط زیست هستند.

he prefers plantable pots for his indoor plants.

او ترجیح می دهد از گلدان های قابل کاشت برای گیاهان داخل خانه خود استفاده کند.

the company offers a variety of plantable products.

این شرکت انواع محصولات قابل کاشت را ارائه می دهد.

she is excited about her plantable garden project.

او در مورد پروژه باغ قابل کاشت خود هیجان زده است.

plantable paper is a great gift idea.

کاغذ قابل کاشت ایده هدیه خوبی است.

they sell plantable herbs at the market.

آنها گیاهان دارویی قابل کاشت را در بازار می فروشند.

check if the area is plantable before planting.

قبل از کاشت بررسی کنید که آیا منطقه قابل کاشت است یا خیر.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید