cunctators

[ایالات متحده]/kʌŋkˈteɪtəz/
[بریتانیا]/kʌŋkˈteɪtɚz/

ترجمه

n. افرادی که تاخیر می‌کنند یا تعلل می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

cunctators in action

عنکتورها در عمل

cunctators at work

عنکتورها در حال کار

cunctators of history

عنکتورهای تاریخ

cunctators and leaders

عنکتورها و رهبران

cunctators in politics

عنکتورها در سیاست

cunctators and decisions

عنکتورها و تصمیمات

cunctators of change

عنکتورهای تغییر

cunctators and progress

عنکتورها و پیشرفت

cunctators in society

عنکتورها در جامعه

جملات نمونه

the cunctators in the meeting delayed the decision.

عنصروقف‌کنندگان در جلسه تصمیم‌گیری را به تعویق انداختند.

some cunctators prefer to wait for more information.

برخی از عنصروقف‌کنندگان ترجیح می‌دهند منتظر اطلاعات بیشتر باشند.

the cunctators caused frustration among the team.

عنصروقف‌کنندگان باعث ایجاد نارضایتی در بین تیم شدند.

in a crisis, cunctators can hinder progress.

در بحران، عنصروقف‌کنندگان می‌توانند پیشرفت را مختل کنند.

being a cunctator can lead to missed opportunities.

عنصروقف‌کننده بودن می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها شود.

effective leaders must manage cunctators wisely.

رهبران مؤثر باید عنصروقف‌کنندگان را به طور عاقلانه مدیریت کنند.

the cunctators were criticized for their indecision.

عنصروقف‌کنندگان به دلیل دودلی مورد انتقاد قرار گرفتند.

during negotiations, cunctators often create tension.

در طول مذاکرات، عنصروقف‌کنندگان اغلب تنش ایجاد می‌کنند.

some people view cunctators as cautious thinkers.

برخی افراد عنصروقف‌کنندگان را به عنوان متفکران محتاط می‌بینند.

in project management, cunctators can slow down timelines.

در مدیریت پروژه، عنصروقف‌کنندگان می‌توانند زمان‌بندی‌ها را کند کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید