cunctators in action
عنکتورها در عمل
cunctators at work
عنکتورها در حال کار
cunctators of history
عنکتورهای تاریخ
cunctators and leaders
عنکتورها و رهبران
cunctators in politics
عنکتورها در سیاست
cunctators and decisions
عنکتورها و تصمیمات
cunctators of change
عنکتورهای تغییر
cunctators and progress
عنکتورها و پیشرفت
cunctators in society
عنکتورها در جامعه
the cunctators in the meeting delayed the decision.
عنصروقفکنندگان در جلسه تصمیمگیری را به تعویق انداختند.
some cunctators prefer to wait for more information.
برخی از عنصروقفکنندگان ترجیح میدهند منتظر اطلاعات بیشتر باشند.
the cunctators caused frustration among the team.
عنصروقفکنندگان باعث ایجاد نارضایتی در بین تیم شدند.
in a crisis, cunctators can hinder progress.
در بحران، عنصروقفکنندگان میتوانند پیشرفت را مختل کنند.
being a cunctator can lead to missed opportunities.
عنصروقفکننده بودن میتواند منجر به از دست دادن فرصتها شود.
effective leaders must manage cunctators wisely.
رهبران مؤثر باید عنصروقفکنندگان را به طور عاقلانه مدیریت کنند.
the cunctators were criticized for their indecision.
عنصروقفکنندگان به دلیل دودلی مورد انتقاد قرار گرفتند.
during negotiations, cunctators often create tension.
در طول مذاکرات، عنصروقفکنندگان اغلب تنش ایجاد میکنند.
some people view cunctators as cautious thinkers.
برخی افراد عنصروقفکنندگان را به عنوان متفکران محتاط میبینند.
in project management, cunctators can slow down timelines.
در مدیریت پروژه، عنصروقفکنندگان میتوانند زمانبندیها را کند کنند.
cunctators in action
عنکتورها در عمل
cunctators at work
عنکتورها در حال کار
cunctators of history
عنکتورهای تاریخ
cunctators and leaders
عنکتورها و رهبران
cunctators in politics
عنکتورها در سیاست
cunctators and decisions
عنکتورها و تصمیمات
cunctators of change
عنکتورهای تغییر
cunctators and progress
عنکتورها و پیشرفت
cunctators in society
عنکتورها در جامعه
the cunctators in the meeting delayed the decision.
عنصروقفکنندگان در جلسه تصمیمگیری را به تعویق انداختند.
some cunctators prefer to wait for more information.
برخی از عنصروقفکنندگان ترجیح میدهند منتظر اطلاعات بیشتر باشند.
the cunctators caused frustration among the team.
عنصروقفکنندگان باعث ایجاد نارضایتی در بین تیم شدند.
in a crisis, cunctators can hinder progress.
در بحران، عنصروقفکنندگان میتوانند پیشرفت را مختل کنند.
being a cunctator can lead to missed opportunities.
عنصروقفکننده بودن میتواند منجر به از دست دادن فرصتها شود.
effective leaders must manage cunctators wisely.
رهبران مؤثر باید عنصروقفکنندگان را به طور عاقلانه مدیریت کنند.
the cunctators were criticized for their indecision.
عنصروقفکنندگان به دلیل دودلی مورد انتقاد قرار گرفتند.
during negotiations, cunctators often create tension.
در طول مذاکرات، عنصروقفکنندگان اغلب تنش ایجاد میکنند.
some people view cunctators as cautious thinkers.
برخی افراد عنصروقفکنندگان را به عنوان متفکران محتاط میبینند.
in project management, cunctators can slow down timelines.
در مدیریت پروژه، عنصروقفکنندگان میتوانند زمانبندیها را کند کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید