procrastinators

[ایالات متحده]/[prəʊˌkræsˈtɪneɪtəz]/
[بریتانیا]/[proʊˌkræsˈteɪnəˌtɔːrz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به طور مداوم وظایف یا تکالیف را به تعویق می‌اندازند؛ شخصی که انجام کارهایی را که باید انجام شوند به تعویق می‌اندازد.

عبارات و ترکیب‌ها

chronic procrastinators

به تعویق اندازان مزمن

worried procrastinators

به تعویق اندازان مضطرب

future procrastinators

به تعویق اندازان آینده

known procrastinators

به تعویق اندازان شناخته شده

procrastinators unite!

به تعویق اندازان، متحد شوید!

helping procrastinators

کمک به به تعویق اندازان

understanding procrastinators

درک به تعویق اندازان

dealing with procrastinators

رسیدگی به به تعویق اندازان

typical procrastinators

به تعویق اندازان معمول

former procrastinators

به تعویق اندازان سابق

جملات نمونه

many procrastinators struggle to meet deadlines.

بسیاری از کسی که مکث می کنند دچار مشکل در رعایت مهلت می شوند.

we often see procrastinators putting things off until the last minute.

ما اغلب کسانی را که کارها را تا لحظه آخر به تعویق می اندازند می بینیم.

the project failed because of procrastinators on the team.

پروژه به دلیل وجود کسانی که مکث می کنند در تیم ناکام شد.

are you a chronic procrastinator, or do you get things done?

آیا شما یک کس مکث کننده مزمن هستید یا کارهای خود را انجام می دهید؟

procrastinators need to find ways to improve their time management.

کسانی که مکث می کنند نیاز دارند راههایی برای بهبود مدیریت زمان خود پیدا کنند.

even successful people sometimes fall prey to procrastination.

حتی افراد موفق گاهی به این مکث گرفتار می شوند.

procrastinators often feel guilty about delaying tasks.

کسانی که مکث می کنند اغلب به دلیل به تعویق انداختن کارها خاطه می گیرند.

the workshop aims to help procrastinators overcome their habit.

این کارگاه به کسانی که مکث می کنند کمک می کند تا عادت خود را غلبه کنند.

procrastinators frequently experience increased stress levels.

کسانی که مکث می کنند اغلب سطح استرس خود را افزایش می دهند.

managers need to understand the psychology of procrastinators.

مدیران نیاز دارند روانشناسی کسانی که مکث می کنند را درک کنند.

procrastinators can benefit from breaking down large tasks.

کسانی که مکث می کنند می توانند از تقسیم کردن کارهای بزرگ بهره مند شوند.

we warned the procrastinators about the consequences of their actions.

ما به کسانی که مکث می کنند درباره عواقب اعمالشان هشدار دادیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید