delayers

[ایالات متحده]/dɪˈleɪ.ər/
[بریتانیا]/dɪˈleɪ.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که تأخیری ایجاد می‌کند؛ ماده‌ای که واکنشی را کند می‌کند؛ عاملی که تأخیر ایجاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

task delayer

تاخیر وظیفه

project delayer

تاخیر پروژه

time delayer

تاخیر زمانی

delayer function

تابع تاخیر

delayer tool

ابزار تاخیر

delayer effect

اثر تاخیر

delayer mechanism

مکانیزم تاخیر

delayer strategy

استراتژی تاخیر

delayer process

فرآیند تاخیر

delayer method

روش تاخیر

جملات نمونه

he decided to use a delayer for the project timeline.

او تصمیم گرفت از یک تاخیرگذار برای جدول زمانی پروژه استفاده کند.

the delayer helped us manage our deadlines more effectively.

تاخیرگذار به ما کمک کرد تا مهلت‌های تحویل خود را به طور مؤثرتری مدیریت کنیم.

using a delayer can improve overall productivity.

استفاده از یک تاخیرگذار می‌تواند بهره‌وری کلی را بهبود بخشد.

she installed a delayer to prevent system overload.

او یک تاخیرگذار نصب کرد تا از بارگذاری بیش از حد سیستم جلوگیری کند.

our team agreed that a delayer was necessary for this task.

تیم ما موافق بود که برای این کار به یک تاخیرگذار نیاز است.

the delayer function allows for smoother transitions.

عملکرد تاخیرگذار امکان انتقال‌های نرم‌تر را فراهم می‌کند.

he implemented a delayer to enhance the user experience.

او یک تاخیرگذار اجرا کرد تا تجربه کاربر را بهبود بخشد.

they found that the delayer reduced stress levels during the process.

آنها متوجه شدند که تاخیرگذار سطح استرس را در طول فرآیند کاهش می‌دهد.

using a delayer can help in managing unexpected delays.

استفاده از یک تاخیرگذار می‌تواند به مدیریت تأخیرهای غیرمنتظره کمک کند.

the delayer was crucial in our project's success.

تاخیرگذار در موفقیت پروژه ما بسیار مهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید