cura

[ایالات متحده]/[ˈkʊərə]/
[بریتانیا]/[ˈkʊərə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پزشک، به ویژه پزشک عمومی؛ مراقبت و درمان فردی که بیمار است
v. مراقبت کردن؛ درمان کردن
شکل‌های واژه
جمعcuras

جملات نمونه

the cura provided excellent patient care and support.

cura به بیماران خدمت و حمایت بسیار خوبی ارائه کرد.

she is a highly respected cura in the community.

او یک cura بسیار مورد احترام در جامعه است.

the cura's dedication to their patients is admirable.

پرداخت cura به بیمارانش قابل تحسین است.

the cura carefully reviewed the patient's medical history.

cura به دقت سابقه پزشکی بیمار را مرور کرد.

the cura collaborated with the doctor on the treatment plan.

cura با پزشک در برنامه درمانی همکاری کرد.

the cura administered medication to the patient.

cura دارویی را به بیمار داد.

the cura monitored the patient's vital signs regularly.

cura به طور منظم علائم حیاتی بیمار را نظارت می‌کرد.

the cura educated the patient about their condition.

cura به بیمار درباره حالتش آموزش داد.

the cura offered emotional support to the family.

cura به خانواده حمایت عاطفی ارائه کرد.

the cura's role is vital in ensuring patient well-being.

نقش cura در اطمینان از سلامت بیمار حیاتی است.

the new cura program aims to improve patient outcomes.

برنامه جدید cura بهبود نتایج بیماران را هدف قرار می‌دهد.

the cura documented all observations in the patient's chart.

cura تمام مشاهدات را در چارت بیمار ثبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید