curableness

[ایالات متحده]/ˈkjʊərəbəlnəs/
[بریتانیا]/ˈkjʊrəbəlnəs/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت بودن درمان‌پذیر؛ پذیرش درمان یا بهبود.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the curableness of early-stage cancer gives hope to patients

درمان‌پذیری سرطان در مراحل اولیه امیدی را به بیماران می‌دهد

doctors discussed the curableness of the disease

پزشکان در مورد درمان‌پذیری بیماری بحث کردند

the curableness depends on how early it's detected

درمان‌پذیری به این بستگی دارد که چه میزان زود تشخیص داده شود

research focuses on improving the curableness of terminal illnesses

پژوهش‌ها روی بهبود درمان‌پذیری بیماری‌های مرحله پایانی متمرکز است

patients want to know about the curableness of their condition

بیماران می‌خواهند در مورد درمان‌پذیری وضعیت خود اطلاع داشته باشند

the curableness rate has increased over the years

نرخ درمان‌پذیری در طول سال‌ها افزایش یافته است

there's uncertainty about the curableness of this new strain

در مورد درمان‌پذیری این رشته جدید ابهام وجود دارد

the curableness varies from person to person

درمان‌پذیری از شخصی به شخص دیگر متفاوت است

advances in medicine have affected the curableness of many diseases

پیشرفت‌های پزشکی بر درمان‌پذیری بسیاری از بیماری‌ها تأثیر گذاشته است

the curableness is higher in younger patients

درمان‌پذیری در بیماران جوانتر بیشتر است

scientists are studying the curableness factors

دانشمندان عوامل درمان‌پذیری را مورد مطالعه قرار می‌دهند

the curableness remains a challenge for certain cancers

درمان‌پذیری برای برخی سرطان‌ها هنوز یک چالش باقی می‌ماند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید