data curacies
دادههای نادرست
accuracy curacies
دقت دادههای نادرست
curacies report
گزارش نادرستیها
curacies assessment
ارزیابی نادرستیها
curacies analysis
تجزیه و تحلیل نادرستیها
curacies metrics
معیارهای نادرستیها
curacies improvement
بهبود نادرستیها
curacies standards
استانداردهای نادرستیها
curacies evaluation
ارزیابی نادرستیها
curacies model
مدل نادرستیها
many curacies focus on community service.
بسیاری از وظایف کلیسا بر خدمات اجتماعی تمرکز دارند.
she applied for several curacies after graduation.
او پس از فارغ التحصیلی برای چندین وظیفه کلیسا درخواست داد.
curacies can vary greatly in size and scope.
وظایف کلیسا میتوانند از نظر اندازه و دامنه بسیار متفاوت باشند.
he was appointed to a new curacy last year.
او سال گذشته به یک وظیفه کلیسا جدید منصوب شد.
curacies often provide support to the local community.
وظایف کلیسا اغلب از جامعه محلی حمایت میکنند.
training for curacies can be quite rigorous.
آموزش برای وظایف کلیسا میتواند بسیار سختگیرانه باشد.
she enjoys the challenges of her curacy.
او از چالشهای وظیفه کلیسا خود لذت میبرد.
curacies require a strong commitment to faith.
وظایف کلیسا مستلزم تعهد قوی به ایمان هستند.
he is well-respected in his curacy.
او در وظیفه کلیسا خود بسیار مورد احترام است.
curacies often involve pastoral care and guidance.
وظایف کلیسا اغلب شامل مراقبتهای کلیسا و راهنمایی میشود.
data curacies
دادههای نادرست
accuracy curacies
دقت دادههای نادرست
curacies report
گزارش نادرستیها
curacies assessment
ارزیابی نادرستیها
curacies analysis
تجزیه و تحلیل نادرستیها
curacies metrics
معیارهای نادرستیها
curacies improvement
بهبود نادرستیها
curacies standards
استانداردهای نادرستیها
curacies evaluation
ارزیابی نادرستیها
curacies model
مدل نادرستیها
many curacies focus on community service.
بسیاری از وظایف کلیسا بر خدمات اجتماعی تمرکز دارند.
she applied for several curacies after graduation.
او پس از فارغ التحصیلی برای چندین وظیفه کلیسا درخواست داد.
curacies can vary greatly in size and scope.
وظایف کلیسا میتوانند از نظر اندازه و دامنه بسیار متفاوت باشند.
he was appointed to a new curacy last year.
او سال گذشته به یک وظیفه کلیسا جدید منصوب شد.
curacies often provide support to the local community.
وظایف کلیسا اغلب از جامعه محلی حمایت میکنند.
training for curacies can be quite rigorous.
آموزش برای وظایف کلیسا میتواند بسیار سختگیرانه باشد.
she enjoys the challenges of her curacy.
او از چالشهای وظیفه کلیسا خود لذت میبرد.
curacies require a strong commitment to faith.
وظایف کلیسا مستلزم تعهد قوی به ایمان هستند.
he is well-respected in his curacy.
او در وظیفه کلیسا خود بسیار مورد احترام است.
curacies often involve pastoral care and guidance.
وظایف کلیسا اغلب شامل مراقبتهای کلیسا و راهنمایی میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید