curacy

[ایالات متحده]/'kjʊərəsɪ/
[بریتانیا]/'kjʊrəsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت یک کشیش; وضعیت یک کشیش دستیار.
Word Forms
جمعcuracies

عبارات و ترکیب‌ها

data curacy

دقت داده

جملات نمونه

he served his curacy in Northampton.

او در نورث‌همپتون به عنوان کشیش خدمت کرد.

The larger the diocese of the patron, the fatter the curacy for the favorite.

هرچه حوزه‌ی کلیسای حامی بزرگتر باشد، کشیش مورد علاقه چاق‌تر خواهد بود.

High ac-curacy measurements of water temperature at different depths in the future may test our interpretation.

اندازه‌گیری‌های دقیق بالا از دمای آب در اعماق مختلف در آینده ممکن است تفسیر ما را آزمایش کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید