curativeness

[ایالات متحده]/ˈkjʊə.rə.tɪv.nəs/
[بریتانیا]/ˈkjʊr.ə.tɪv.nəs/

ترجمه

n. کیفیت توانایی به درمان
adj. دارای توانایی درمان بیماری‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

curativeness approach

رویکرد درمان‌محور

curativeness effect

اثر درمان‌محور

curativeness value

ارزش درمان‌محور

curativeness factor

ضریب درمان‌محور

curativeness principle

اصل درمان‌محور

curativeness potential

ظرفیت درمان‌محور

curativeness quality

کیفیت درمان‌محور

curativeness method

روش درمان‌محور

curativeness process

فرآیند درمان‌محور

curativeness research

تحقیقات درمان‌محور

جملات نمونه

the curativeness of herbal remedies is well-documented.

اثربخشی گیاهان دارویی به خوبی مستند شده است.

many people believe in the curativeness of traditional medicine.

بسیاری از مردم به اثربخشی طب سنتی اعتقاد دارند.

her research focuses on the curativeness of plant extracts.

تحقیقات او بر روی اثربخشی عصاره‌های گیاهی متمرکز است.

scientists are studying the curativeness of certain fungi.

دانشمندان در حال بررسی اثربخشی برخی قارچ‌ها هستند.

the curativeness of meditation has been recognized by many cultures.

خاصیت درمانی مدیتیشن توسط بسیاری از فرهنگ‌ها به رسمیت شناخته شده است.

there is growing interest in the curativeness of essential oils.

علاقه روزافزونی به خاصیت درمانی روغن‌های ضروری وجود دارد.

she spoke about the curativeness of positive thinking.

او در مورد خاصیت درمانی تفکر مثبت صحبت کرد.

many studies highlight the curativeness of laughter therapy.

بسیاری از مطالعات بر روی خاصیت درمانی درمان خنده تأکید دارند.

the curativeness of acupuncture is still a topic of debate.

خاصیت درمانی طب سوزنی هنوز موضوع بحث است.

he is exploring the curativeness of music in healing practices.

او در حال بررسی خاصیت درمانی موسیقی در روش‌های درمانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید