curators

[ایالات متحده]/kjʊəˈreɪtəz/
[بریتانیا]/kjʊˈreɪtɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مدیران یا ناظران مجموعه‌ها، مانند در موزه‌ها یا کتابخانه‌ها؛ موقعیت یا هویت یک مدیر

عبارات و ترکیب‌ها

art curators

نگاه‌داران هنر

exhibition curators

نگاه‌داران نمایشگاه

museum curators

نگاه‌داران موزه

digital curators

نگاه‌داران دیجیتال

curators panel

هیئت نظارت

guest curators

نگاه‌داران مهمان

curators meeting

جلسه نظارت

curators program

برنامه نظارت

senior curators

نگاه‌داران ارشد

curators network

شبکه نظارت

جملات نمونه

curators play a vital role in preserving cultural heritage.

نگاه‌داران نقش حیاتی در حفظ میراث فرهنگی ایفا می‌کنند.

many curators collaborate with artists to create exhibitions.

بسیاری از نگاه‌داران با هنرمندان همکاری می‌کنند تا نمایشگاه‌هایی را ایجاد کنند.

curators often conduct research to enhance their knowledge.

نگاه‌داران اغلب تحقیقاتی را انجام می‌دهند تا دانش خود را ارتقا دهند.

the curators selected the best pieces for the gallery.

نگاه‌داران بهترین آثار را برای گالری انتخاب کردند.

curators need to understand the audience's interests.

نگاه‌داران باید علایق مخاطبان را درک کنند.

some curators specialize in contemporary art.

برخی از نگاه‌داران در زمینه هنر معاصر تخصص دارند.

curators often organize educational programs related to exhibits.

نگاه‌داران اغلب برنامه‌های آموزشی مرتبط با نمایشگاه‌ها را سازماندهی می‌کنند.

curators are responsible for the layout of the exhibition space.

نگاه‌داران مسئول طراحی فضای نمایشگاهی هستند.

curators must stay updated on current trends in the art world.

نگاه‌داران باید از روندها و گرایش‌های فعلی در دنیای هنر مطلع باشند.

many curators attend international conferences to network.

بسیاری از نگاه‌داران برای شبکه‌سازی در کنفرانس‌های بین‌المللی شرکت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید