| جمع | curatorships |
art curatorship
نگهداری هنر
museum curatorship
نگهداری موزه
exhibition curatorship
نگهداری نمایشگاه
digital curatorship
نگهداری دیجیتال
curatorship practices
روشهای نگهداری
curatorship roles
نقشهای نگهداری
curatorship models
مدلهای نگهداری
curatorship strategies
استراتژیهای نگهداری
curatorship skills
مهارتهای نگهداری
curatorship theory
نظریه نگهداری
curatorship requires a deep understanding of art history.
مدیریت نمایشگاه نیازمند درک عمیقی از تاریخ هنر است.
the curatorship of the exhibition was handled by a renowned expert.
مدیریت نمایشگاه بر عهده یک متخصص مشهور بود.
she is studying curatorship to enhance her career in museums.
او در حال تحصیل در زمینه مدیریت نمایشگاه برای ارتقای شغلی خود در موزهها است.
curatorship involves selecting pieces that tell a story.
مدیریت نمایشگاه شامل انتخاب قطعاتی است که داستانی را روایت میکنند.
his curatorship brought new life to the art gallery.
مدیریت او، زندگی جدیدی به گالری هنری بخشید.
effective curatorship can engage a wider audience.
مدیریت نمایشگاه مؤثر میتواند مخاطبان بیشتری را جذب کند.
she learned about curatorship during her internship at the museum.
او در طول دوره کارآموزی خود در موزه، در مورد مدیریت نمایشگاه یاد گرفت.
curatorship requires both creativity and organizational skills.
مدیریت نمایشگاه نیازمند خلاقیت و مهارتهای سازمانی است.
the curatorship of contemporary art is evolving rapidly.
مدیریت هنرهای معاصر به سرعت در حال تحول است.
he is known for his innovative approach to curatorship.
او به دلیل رویکرد نوآورانه خود در مدیریت نمایشگاه شناخته شده است.
art curatorship
نگهداری هنر
museum curatorship
نگهداری موزه
exhibition curatorship
نگهداری نمایشگاه
digital curatorship
نگهداری دیجیتال
curatorship practices
روشهای نگهداری
curatorship roles
نقشهای نگهداری
curatorship models
مدلهای نگهداری
curatorship strategies
استراتژیهای نگهداری
curatorship skills
مهارتهای نگهداری
curatorship theory
نظریه نگهداری
curatorship requires a deep understanding of art history.
مدیریت نمایشگاه نیازمند درک عمیقی از تاریخ هنر است.
the curatorship of the exhibition was handled by a renowned expert.
مدیریت نمایشگاه بر عهده یک متخصص مشهور بود.
she is studying curatorship to enhance her career in museums.
او در حال تحصیل در زمینه مدیریت نمایشگاه برای ارتقای شغلی خود در موزهها است.
curatorship involves selecting pieces that tell a story.
مدیریت نمایشگاه شامل انتخاب قطعاتی است که داستانی را روایت میکنند.
his curatorship brought new life to the art gallery.
مدیریت او، زندگی جدیدی به گالری هنری بخشید.
effective curatorship can engage a wider audience.
مدیریت نمایشگاه مؤثر میتواند مخاطبان بیشتری را جذب کند.
she learned about curatorship during her internship at the museum.
او در طول دوره کارآموزی خود در موزه، در مورد مدیریت نمایشگاه یاد گرفت.
curatorship requires both creativity and organizational skills.
مدیریت نمایشگاه نیازمند خلاقیت و مهارتهای سازمانی است.
the curatorship of contemporary art is evolving rapidly.
مدیریت هنرهای معاصر به سرعت در حال تحول است.
he is known for his innovative approach to curatorship.
او به دلیل رویکرد نوآورانه خود در مدیریت نمایشگاه شناخته شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید