curbstone

[ایالات متحده]/ˈkɜːbstəʊn/
[بریتانیا]/ˈkɜrbstoʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگی که لبه پیاده‌رو را تشکیل می‌دهد
adj. مربوط به لبه یا حاشیه خیابان؛ غیررسمی یا غیرحرفه‌ای
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

curbstone appeal

جاذبه سنگ‌نشین

curbstone market

بازار سنگ‌نشین

curbstone broker

کارگزار سنگ‌نشین

curbstone investment

سرمایه‌گذاری سنگ‌نشین

curbstone advice

مشاوره سنگ‌نشین

curbstone valuation

ارزش‌گذاری سنگ‌نشین

curbstone trading

معامله سنگ‌نشین

curbstone consultation

مشاوره سنگ‌نشین

curbstone discussion

بحث سنگ‌نشین

curbstone opinion

نظر سنگ‌نشین

جملات نمونه

the children played near the curbstone.

کودکان نزدیک به سنگ حائل بازی می‌کردند.

he stumbled over the curbstone while walking.

او در حالی که راه می‌رفت روی سنگ حائل سر می‌خورد.

the curbstone marks the boundary of the sidewalk.

سنگ حائل مرز پیاده‌رو را مشخص می‌کند.

she carefully stepped off the curbstone.

او با احتیاط از روی سنگ حائل پیاده‌رو پایین آمد.

the curbstone was painted bright yellow for visibility.

سنگ حائل به دلیل دید بهتر به رنگ زرد روشن نقاشی شده بود.

he leaned against the curbstone, waiting for the bus.

او در حالی که منتظر اتوبوس بود به سنگ حائل تکیه داد.

there are flowers planted along the curbstone.

گل‌ها در امتداد سنگ حائل کاشته شده‌اند.

the city installed new curbstones to improve safety.

شهر برای بهبود ایمنی سنگ حائل‌های جدید نصب کرد.

she noticed a crack in the curbstone.

او متوجه یک ترک در سنگ حائل شد.

he sat on the curbstone, tying his shoelaces.

او روی سنگ حائل نشست و بند کفشش را ب بست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید