on the ledge
روی لبه
narrow ledge
لبه باریک
rock ledge
لبه صخره
The phone was perched precariously on the window ledge.
گوشی به طور خطرناکی روی لبه پنجره قرار گرفته بود.
a ledge 20 feet (not foot ) away.
یک لبه در فاصله 20 فوتی (نه پا).
If the emitter ledge is too thick, current will flow through the undepleted ledge, which increases the emitter-size effect.
اگر لبهی ساطعکننده بیش از حد ضخیم باشد، جریان از طریق لبهای که تخلیه نشده، عبور میکند که باعث افزایش اثر اندازه ساطعکننده میشود.
she walked on window ledges for the hell of it.
او فقط برای تفریح روی لبههای پنجره راه میرفت.
How can such a large quantity of know-ledge be acquired?
چگونه میتوان چنین مقدار زیادی دانش را به دست آورد؟
is taking legal action against the fast food chain McDonald's for a ledged discrimination.
در حال اقدام قانونی علیه رستوران زنجیرهای مکدونالدز به دلیل تبعیض است.
images stairstepped on a computer screen; ledges stairstepping down a mountainside.
تصاویر به صورت پلهای روی صفحه نمایش کامپیوتر قرار داشتند؛ لبهها به صورت پلهای در حال پایین آمدن از دامنه کوه بودند.
The climbers rested on a sheltered ledge jutting out from the cliff.
صخرهنوردان بر روی یک لبه محافظتشده که از صخره بیرون زده بود، استراحت کردند.
(5)Assets that have been mortgaged or ledged to the third person, and there is no surplus of mortgage or pledge value;
(5) داراییهایی که به شخص ثالث رهنی یا وثیقه شدهاند و ارزش رهنی یا وثیقه مازاد ندارند؛
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید